* يا متعال *
سلام ؛ اميدوارم كه نماز و روزه هاي همه ي روزه داران مورد قبول حضرت حق قرار بگيره . تو اين شب و روزاي استثنايي و تكرارنشدني خيلي التماس دعا دارم .
يكي از فرازهاي مهم يكي از دعاهاي ماه مبارك اين عبارته كه : اللهم فك كل اسير ...
امروز تو نماز ظهر خيلي به اين عبارت دقت كردم و يه جورايي اين عبارت حواسم رو از بقيه ي دعا به خودش متمركز كرد . خيلي فكر كردم كه آيا صرفا منظور از اين دعا آزادي اونايي كه تو دنيا تو زندون هستن يا مساله ي مهمتري هم وجود داره .
فكر مي كنم در كنار دعا براي آزادي بي گناها از كنج زندون ، مساله ي آزادي روح از قفس نفس و گناه هم مطرحه . يعني وقتي از خدا مي خوايم كه اسيرا رو آزاد كنه ، اين كمترين سطحشه كه بخوايم فقط اسيراي جسم آزاد بشن . يكي از مهمترين مشكلات ما تو مسير سير و سلوك ، زندوني روحمون تو قفس گناه و هواي نفسمونه .
جالب اينه كه بيشتر ماها ، خودمون روحمون رو زندوني مي كنيم و تو اين ماجرا نبايد دنبال متهم ديگه اي بگرديم .
به انواع عارضه ها و بلاهاي نفساني دچاريم و خودمون ازشون غافليم و تازه فكر مي كنيم ديگه آخر بندگي خدا هم هستيم و تقريبا هيچكس رو از خودمون بهتر نمي دونيم .
تو بين مردم عادي كه اصلا فكرش رو هم نمي كنيم شايد كسي باشه تا از ما يه ذره بهتر و والاتر باشه ، تو بين بزرگان هم گاهي باز برا خودمون دچار توهم مي شيم و با يه خورده نمازخوندن دست و پا شكسته ي به موقع و يه چند روز روزه ي واجب گرفتن ، امر بهمون مشتبه مي شه كه احتمال اسم ما هم تو ليست بزرگان ديانت و تقوا ثبت شده !!!
واي بر اين دل تاريك و سياه و اسير تو زندون نفسانيات .
موسي (س) تو بين جامعه راه افتاد تا به خدا نشون بده كه : خدايا ! من از فلاني سرم . گشت و گشت . از با تقواترينها شروع كرد و كم كمك به افراد عام و يواش يواش به افراد لاابالي رسيد . هر زمان كه خواست يكي از اونا رو پيش خدا بياره كه بله ، من از اينها بهتر و بالاترم ، ترسيد كه نكنه نتونه حرفش رو ثابت كنه . خلاصه تو راه برگشتن بود كه به يه سگ هار و بيمار رسيد ، اول پيش خودش گفت كه ديگه هر چي باشه از اين سگه كه بهتر و مقرب ترم ، بعدش يه خورده فكر كرد و به خودش گفت : نكنه اين سگه يه نفر رو از گرسنگي و مرگ نجات داده باشه و من اين كار رو نكرده باشم .
هر جوري بود سرش رو پايين انداخت و دست خالي اومد به ميعادش با رب العظيم . عرضه كرد كه : خدايا ! هرچي گشتم موجودي پست تر از خودم پيدا نكردم و اومدم بگم تو صف بنده هاي تو ، من نفر آخرم .
يه وقت از جانب پروردگار ندا رسيد كه : يا موسي (س) ! به خداونديم سوگند كه اگر اون سگه رو مي آوردي و ادعا مي كردي كه از اون بهتر و سرتري ، نه تنها از پيامبري عزلت مي كردم كه به بدترين بلاها مبتلات مي كردم ...
حالا اون كه موساي كليم الله بود و پيامبر اولوالعزم خدا ، اينجوري حرف مي زنه ، تكليف من روسياه و اسير هواهاي نفساني چيه ؟!
خداي من ! غرور و تكبر و خودپسندي بيچارم كرده . عليرغم اينكه تو خورجين اعمالم جز ريا و گناه و فقر ديني و تكليفي چيز ديگه اي ندارم اما به همه فخر مي فروشم و با تكبر روي زمينت قدم مي ذارم و خودم رو خيلي بالاتر از مردم خوبت مي دونم .
يا رب العظيم ! ماه مبارك امسال هم به نيمه اش نزديك شده و باز هم من دارم جامونده ي از قافله ي بنده هاي توبه كننده و خوبت مي شم .
كم كم داره قرص قشنگ نيمه ي ماه رمضون كامل مي شه و ماه زيباي خونه ي علي (ع) و فاطمه (س) ، كريم اهل بيت (ع) ، امام مجتبي (ع) ، خودنمايي مي كنه .
يا رب ! به حق كريم اهل بيت (ع) و به حق سبط اكبر (ع) و به حق يا محسن بحق الحسن (ع) ، بيا و دل و جان و روح و تنم رو از زندانهاي گناه و روسياهي و هواهاي نفساني آزاد بفرما . اللهم فك كل اسير ...
التماس دعا
|
+| نوشته شده توسط
ميثم نادي در چهارشنبه
1388/06/11
|