* الهي هب لي كمال الانقطاع اليك ... *
سلام ؛ در ايام شعبانيه قرار داريم و آخرين ايستگاهها تا رسيدن به ماه دعا و نيايش و روزه و نزديكي بهتر و بيشتر به حضرت حق رو داريم يكي يكي پشت سر مي ذاريم .
ماه شعبان ، به خاطر اعياد و مناسبتهاي سراسر شاد و مملو از سرورش ، گاهي آدم رو از بقيه ي فرايض و برنامه هاي مختص شعبانيه محروم مي كنه . يعني بعضي وقتا ، يه سري آدمايي مثه حقير ، اونقدر سرگرم كاراي مختلف و برنامه هاي مناسبتي اين ماه مي شن كه كلا يادشون مي ره قراره تو اين ماه ، يه سري برنامه هاي خودسازي هم داشته باشن .
شايد و قطعا يكي از مهمترين عللي كه امثال حقير نمي تونيم اونطور كه شايسته و بايسته است به برنامه هاي خودسازي و مناجات و خلوت بپردازيم و شديدا دنبال اجراي برنامه هاي مختلف تو هياتها و سرگرم شدن به اين مسايل هستيم همون عدم انقطاعيه كه تو مناجات مهم شعبانيه بهش اشاره شده .
جا داره علاوه بر اينكه خودمون سعي و تلاش بكنيم تا از خيلي بازيها و سرگرميها دوري كنيم و به مهمات مشغول بشيم ، از خدا هم بخوايم كه اين انقطاع از مسايل مختلف رو به ما ببخشه و هديه كنه .
خيلي وقتا هست كه يه عاشق براي رسيدن به معشوقش تلاش هم مي كنه اما نمي دونه كه راه به دست آوردن دل معشوقش ، از مسير ديگه اي مي گذره و اين عاشق شوريده حال ، اگر چه با نيت عاشقي ، اما مسير رو داره اشتباه مي ره .
چقدر قشنگ مي شه كه معشوق هم هر از گاهي سري به دل عاشقش بزنه و بهش بفهمونه و يادآوري كنه كه اين مسير ، به عشق ختم نمي شه و راه حقيقي رو بهش نشون بده .
تا كه از جانب معشوق نباشد كششي
كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد
اي خداي من ! اي نازنين و بهترين من ! اي رب الحسين (ع) ! اي بخشنده ي مهربون ! اگه به اين دل خراب و ناپاك هم يه نگاهي بكني و ذره اي از اون همه عشقي كه به خوبات چشوندي رو به منم بچشوني چي مي شه ؟
اي عزيز من ! چند تا ماه شعبان ديگه رو بايد تو عمرم ببينم اما بازم مثه يه بچه ي سر به هوا ، حتي الفباي عشق و محبت تو رو هم ندونم چيه ؟
خداي من ! اگر چه اعمالم گواهي مي دن كه نتونستم بندگي خوبي به درگاهت داشته باشم اما دلم هم گواهي مي ده كه دوست دارم و به محبت و عفوت ايمان دارم . اگر چه نامه ي اعمالم اونقدر سياه و تاريكه كه شايد تو ذهن بعضيا ، اصلا نشه بهش نگاه كرد اما دلم بهم مي گه اين خداي مهربوني كه به ماها معرفيش كردن ، دنبال يه بهونه اس كه بندهاي بدش رو هم بخره .
راستي ، براي ماهايي كه بار گناهامون اونقدر سنگينه كه شايد زمين هم از تحمل وزن اون ، فرداي قيامت يقه مون رو بگيره ، و براي خدايي كه دنبال كوچكترين بهونه ايه كه همه ي بديها رو نديده بگيره ، چه بهونه اي بهتر از اشك بر عزيزترين نزد خدا ؛ اشك بر خون خدا ؛ اشك بر يكي يه دونه ي خدا ؛ اشك بر حسينِ (ع) خدا ؟
خداي من ! برا اينكه دل تو رو هم به دست بيارم و برا بقيه ماه شعبان و درك خوب و بي سابقه ماه رمضون ، از خودت مدد بگيرم و انقطاع از همه چيز جز خودت را از خودت هديه بگيرم ، مي خوام برات روضه بخونم . روضه ي همون آقايي كه به واسطه ي نامش ، توبه ي آدم رو قبول كردي . روضه ي همون مظلومي كه كه به واسطه ي فيض مقدمش ، فطرس پر و بال شكسته رو بخشيدي . روضه ي همون اربابي كه اسمش دلا رو آروم مي كنه . روضه ي حسين فاطمه (س) .
السلام عليك يا اباعبدالله . السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين .
چه بهتر كه روضه ي حجت خدا رو از زبون حجت خدا بخونيم :
السلام علي الشيب الخضيب ؛ السلام علي الخد التريب ؛ السلام علي ...
آه حسين ؛ آه حسين ؛ آه حسين ...
السلام علي دفنه اهل القراء ...
سلام بر اون آقايي كه بدنش رو يه مشت روستايي دفن كردن . همون روستاييهاي بني اسد . همونايي كه اول زناشون بر سر زنان و موپريشان ، مهريه هاشون رو حلال شوهراشون كردن تا بيان و ابدان مطهر فرزندان رسول الله (ص) و حضرت زهرا (س) و بهترين خوبان زمين رو به خاك بسپرن . همونايي كه بعد از ۳ روز ، تازه بالاي بدنهاي غرق خون شهدا اومدن ...
آه حسين ؛ آه حسين ؛ آه حسين ...
واي از مصيبت دفن ارباب . آه از دل زين العابدين . آه از بوريا و حصير و ...
و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب الينقلبون ...
نسالك و ندعوك ؛ بالحسين يا الله ...
التماس دعا
|
+| نوشته شده توسط
ميثم نادي در یکشنبه
1388/05/18
|