* يا عادل *
سلام ؛ اميدوارم عزاداريهاي اين ۲ ماه محرم و صفرتون تا حالا مورد قبول حضرت حق قرار گرفته شده باشه . همچنين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي رو گرامي مي دارم .
بگذريم . مدتهاي مديدي است كه مي خواستم راجع به يه مساله ي مهم و يه آفت تو فضاي هيات داري و دستگاه امام حسين (ع) مطلبي رو بيان كنم و دلنوشته اي داشته باشم اما هر بار به بهانه ها و دلايل مختلف از درج اونا سرباز زدم . چون مي دونم نوشتن راجع به اين موضوع مي تونه يه سري حاشيه ها و مسايل پيراموني رو برا خودم به وجود بياره . آخه با توجه به نيمچه انتسابي كه حقير با يكي دو تا از اساتيد برجسته و بزرگان مداحي كشور دارم ترسم اينه كه همه بخوان از اين نوشته سوء استفاده كنن و سريع بخوان تمام و كمال اين نوشته رو وصل كنن به اون عزيزان . اما به نظرم اومد كه ما وظيفه اي در اين دستگاه داريم ؛ همونطور كه همه ي محبان به فراخور مسئوليتها و تواناييهاشون وظايف خودشون رو دارن . بايد همه امر به معروف و نهي از منكر كنيم همونطور كه اربابمون يكي از ۴ موضوع اصلي قيامش رو همين ۲ اصل تشكيل مي داد . خيلي موقعها شده كه به خاطر يه سري ملاحظات يا بيمها يا رودربايستيهاي بي مورد و بي جهت ، خيلي از انحرافات و آفتها رو مي شه در مبدا متوقفش كرد و جمعش كرد اما همين مسايلي كه گفتم باعث مي شه هي نه كسي تذكر بده نه كسي جلوش رو بگيره ، اونوقت اون آفت ريشه پيدا كنه و اون اتفاقاتي بيفته كه به خصوص تو چند سال اخير تو دستگاه امام حسين (ع) ، به ويژه تو عالم مداحي ، ضربه كم نخوريم و حرف كم نشنيديم .
مي دونم اين حرفايي كه مي خوام بزنم شايد به پر بعضيا بربخوره و يه جوراي ديگه برداشت كنن اما خداي من شاهده كه هيچ نيت سوء و هيچ مساله ي ديگه اي تو كار نيست ؛ فقط و فقط برا رضاي خدا و رضايت ارباب مي نويسم و ايشاءالله خود ارباب هم مددي مي رسونه كه فكر بد به ذهن كسي راه پيدا نكنه و يه خورده اثر هم تو اين دلنوشته بذاره تا تاثيراتش رو بذاره .
يه مشكل بسيار مهمي كه خيلي از نوكراي امام حسين (ع) دارن مساله ي دوروبريهاشونه . اگر چه تو اكثر مواقع اين عزيزان كمك حال خوننده هستن و هزار و يك ياري مي رسونن اما تو يكي دو جا هست كه اگه اونا تكليف خودشون رو انجام ندن بزرگترين خيانتها و ضربه ها رو به همون خوننده ي محبوبشون مي زنن . يكيش اونجاييه كه مي دونن اون خونند داره يه راه اشتباه يا عمل اشتباهي رو مرتكب مي شه . به جهت همون رودربايستيها يا خداي نكرده چاپلوسيها يا ... نه خودشون به طرف تذكر مي دن و نه مي ذارن يكي ديگه بهش نزديك بشه يه گوشزدي داشته باشه . سريع با طرف برخورد بد مي كنن . اين عزيزان بايد بدونن كه نوكراي امام حسين (ع) در كنار اين مقام بزرگ و با بركت اما از معصوميت به دور هستن و هر لحظه ازشون احتمال انجام عمل اشتباه وجود داره . پس اگه واقعا پيشرفت ، بزرگي خونندشون رو مي خوان بهترين كار اينه كه با رعايت ادب و شان و احترام ، يا خودشون به اون عزيز تذكر بدن يا بذارن يكي ديگه ، اون هم با شرط ادب ، اين تذكر دلسوزانه رو بده تا اون نوكر امام حسين (ع) تو اين دستگاه بزرگ و بي نهايت پر و بال بيشتري پيدا كنه .
اصل حرفم چيه ؟ البته باز هم مي گم روي نوشته با يه نفر خاص يا يه ماجراي خاص نيست ؛ شايد خيليها رو مدنظر داشته باشم اما بيني و بين الله حرف دلم رو مي خوام محض رضاي خدا بگم . تا چقدر تاثير داشته باشه .
ما تو عالم سياست و اقتصاد و ... خيلي شنيديم كه يكي از مهمترين گرفتاريها بحث رانتخواري و بحث آقازدگيه . اونايي كه يا پسر يه مسئولي هستن يا به هر واسطه اي كه دارن از يه سري امتيازهاي ويژه برخوردارن كه الباقي مردم نمي تونن از اونا استفاده كنن . البته اين ماجرا سر درازي داره كه اصلا با مربوط نيست ...
اما تو عالم مداحي و دستگاه امام حسين (ع) اين پديده و ويژه خواري و رانتخواري و آقازادگي مثه خيلي چيزاي ديگه اي كه تازگيها مد شده ، داره يواش يواش اپيدمي مي شه و مبدل به يه آفت بزرگ مي شه .
لطفا زود قضاوت نكنين ، مي دونم كه از قديم و نديم خونندگي و نوكري امام حسين (ع) نسل به نسل و سينه به سينه منتقل شده و خيلي از خوننده هاي همين امروز ممكلت هم ريشه ي قبلي دارن كه نمونه هاش هم زياده اما اونا كجا و الباقي كجا ؟
اگه يه خورده با همونايي كه اجدادشون خوننده بدونن نشست و برخاست داشته باشي مي بيني كه اوج متانت ، ادب و تواضع در كمال بزرگي و رعايت شان يه نوكر آل الله (ع) تو وجوشون موج مي زنه و اون عزيزان و بزرگان ، الآن هم كه شايد پا به سن گذاشتن ، و قديمترها كه جوون بودن ، يه خورده شهوت خوندن و شهرت و ... نداشتن . چرا ؟ چون اول اصل درست تربيت شدن رو بهشون ياد دادن بعد اصل درست خوندن رو . اول ياد گرفتن كه بايد حقيقتا نوكر خوب باشن بعد ياد گرفتن كه چه جوري بخونن .
به قول معروف همينجوري ديمي و يلخي مثه قارچ رشد نكردن .
امروزه تو خيلي از هياتها كه مي ري مي بيني يه سري افراد به واسطه ي اينكه يا پدرشون فلان خوننده اس يا نسبت خاصي با فلان خوننده دارن ، بدون لحاظ كردن معيارهاي نوكري و ادب و حفظ شان و حتي رعايت فنون اوليه ي خونندگي ، صرفا و صرفا فقط به خاطر همون نسبت ، هر كاري كه دلشون مي خواد مي كنن و هيچكس هم يا جرات نداره يا صلاح نمي بينه به طرف تذكري بده .
به قول استاد عزيزم حاج سعيد آقا تو همين ماه رمضوني كه گذشت يه شب تو دل مناجات با زبون شعر و بعدش هم حرف گفت : آيينه هاي دور و برم را شكسته ام ؛ و توضيح داد كه بعضي خوننده ها يه جوري رفتار مي كنن كه دور و بريهاشون اصلا به خودشون اجازه نمي دن به طرف نكته اي ، نصيحتي يا انتقادي داشته باشن ...
اونوقت به دور بريهاي همين خوننده ي آقازاده يا فاميل خوننده كه نگاه مي كني مي بيني كه همشون يا يه مشت آدم لات و لوتن يا بيكاره و علاف ؛ هر كدومشون هم بعد يه مدت يه مساله ي حاشيه اي يا اخلاقي ازشون سر مي زنه و سري فرار رو بر قرار ترجيح مي دن و جاشون يكي ديگه بدتر از قبلي سبز مي شه . چرا ؟ چون خود طرف ، به جهت همون حمايتهاي چشم و گوش بسته ي بعضيا و ميكروفون دست گرفتن قبل از تربيت نوكري ، اخلاق درست حسابي نداره و يه جورايي اصلا آدماي خوب و با صفا نمي تونن باهاش زندگي كنن و دورش بيان . هر كي با هم تيپ خودش مي گرده .
تو عالم خوندن هم همين كارايي كه خيلي ديگه از خوننده هاي امروزي ، مثه خودم حقير ، انجام مي دن رو تكرار مي كنه كه فلان شعر و شور و نوحه رو از رو دست خوننده هاي ديگه يا شاعراي ديگه بر مي داره و مي آد مي خونه ، اما به واسطه ي همون نسبت با فلانيها ، با تموم اين اخلاقيات و مسايل حاشيه اي ، كسي جرات نمي كنه جيك بزنه .
از قديم و نديم نوكراي امام حسين (ع) داراي يه شان و منزلت خاصي بودن و تو بين مردم داراي يه ارج و قربي بودن . خود همين موضوع و انتسابشون به ارباب عالم بهشون تكليف مي شده كه خودشون هم هواي خودشون رو داشته باشن ؛ يعني هر مدلي حرف نزنن ، كار نكنن ، لباس نپوشن ، با هركسي ارتباط نداشته باشن و هزار و يك محدوديتهاي ديگه . و همين محدوديتها و رعايتها بوده كه بهشون تو عالم بالا پر و بال مي داده ؛ اما امروزه چي ؟ طرف ، به خاطر همون وابستگي كه داره هر مدلي كه بخواد تيپ مي زنه و آرايش مي كنه و اونوقت مي آد تو مجلس امام حسين (ع) ؛ از اين بدتر اينكه همون دور و بريها هم براش پا مي شن و احترام مي كنن و انگار نه انگار . خدا وكيلي اگه همون تيپ و لباس و مو رو يكي ديگه مي زد ، اما با اين تفاوت كه با هيچكي ارتباط نزديكي نداشته باشه ، اون وقت بياد تو هيات ، زندگي رو مقابل چشمش تيره و تار نمي كنن ؟! تازه اين يكي مي خواد بياد بره تو جمعيت بشينه و وسط شلوغي ناپديد بشه ، اون يكي مي خواد بياد بره پشت ميكروفون و الگوي اين و اون بشه !
باز هم بگم ؟ مي دونم كه دارم با اين نوشته يه جورايي بر خودم دشمن تراشي مي كنم اما چون احساس وظيفه كردم تو گفتنش مي گم و نتايجش رو هم به ارباب و خداي ارباب واگذار مي كنم .
هزاران بار ، به ويژه تو اين چند سال اخير ، از بزرگان حوزه و روحانيت گرفته تا حضرت آقا و بزرگاي همين دستگاه سيدالشهدا (ع) ، شنيديم و شنيديم و شنيديم كه خوندنهاي مبتذل و از روي آهنگهاي غربي و مجالس لهو و لعب حرام است ، اشكال دارد ، نوكر رو از مقام نوكري به پايين مي كشونه . كه البته به نظر حقير اصلا نيازي به اين همه فتوا و سخنراني و تذكر نيست چون اگه يه نوكر امام حسين (ع) اين مساله ي ابتدايي رو ندونه كه بايد يه فرقي با مزدبگير يزيد داشته باشه پس خيلي تعطيله و اصلا نوكر نيست .
اما اين مساله رو كيا بايد رعايت كنن و به كيا بايد گير داد و به پر و پاشون پيچيد و به كيا نبايد كاري داشت ؟
اون خوننده و نوكري كه تو اين دستگاه خودش و بدون پشتوانه ي كسي رشد كرده و مشغول نوكريشه بايد كاملا رعايت كنه و بايد واسه اش هزار تا آدم بذاري كه اگه يه جا دست از پا خطا كرد تو جمع نسخش رو بپيچي و نابودش كني . اما فلان آقازاده يا منتسب به فلان خوننده ي معروف ، هر كاري دلش خواست بكنه و فقط بايد مواظب باشي اگه ميونداراش واسه اش كم گذاشتن حالشونو بگيري و به اونا تذكر بدي !!!
باور نمي كنين ؟ من خودم بارها و بارها به چشم خودم ديدم و غصه خوردم و تو دلم ريختم ...
آخه كجاي دين و قرآن و امام حسين (ع) آورده كه نبايد به يه خوننده ي نوجون ، گيريم كه اصلا تو فن خونندگي اول عالم باشه ، اما از آداب اوليه ي ادب نوكري هيچ بهره اي نبرده ، تذكر داد و مقابل يه سري انحرافاتش ايستاد و با رعايت جوانب و شرايطش ، بهش توصيه كرد ؟!
اگه اين نوجون الآن كه هنوز اونچنان پر و بالي پيدا نكرده و مثلا سايه ي بزرگتراش رو سرشه به حرف هيچكي نباشه و هر كاري كه دلش خواست انجام داد ، بعدها كه بزرگتر شد و خداي ناكرده بزرگتري هم براش نبود و يه خورده هم اسم و رسم پيدا كرد مي شه بهش تذكر داد ؟! اونوقت اگه يه خراب كاري به بار بياره آيا همين بزرگتر خوننده اش ، همون رفيق گريه كن و سينه زنش مكورد توبيخ الهي قرار نمي گيرن ؟
نمي دونم بازم بايد بگم يا همينقدر هم زياده بوده اصلا نگفتنش بهتر از گفتنش بوده . خيلي حرفا هست كه آدم مي مونه تو سينه اش نگهداره و با خودش به قبر ببره يا وظيفه داره كه بگه .
تازگيها هم مد شده كه اگه بخواي يه كلمه حرفي ، درددلي ، انتقادي و ... داشته باشي و بخواي به بزرگترت بگي سريع با چند تا كلمه نسخه ات رو مي پيچه . يا مي گه مغرور شدي ، يا مي گه حسوديت مي شه يا ...
بابا ، امام صادق (ع) برا همين روزاي ما گفت كه نكته و حرف خوب رو از دشمنت هم بگير . حالا دو تا نوكر كه با هم درد دل مي كنن كه دشمن نيستن بابا ! طرف اصلا نمي ذاره اين يكي حرف بزنه ؛ سريع فقط برجك مي پرونه و تار و مارش مي كنه و به دور و بريهاش هم آدرس مي ده كه پر و بال طرف رو بريزن و تحويلش نگيرن و نذارن دور پيدا كنه .
فكر كنم همينقدر فعلا بس باشه . اگر چه گفتنيها تو همين باب آقازادگي و رانتخواري تو عالم مداحي تا دلتون بخواد هست اما شايد يه فرصت ديگه ، شايد زود شايد دور ، باز هم يه خورده اش رو گفتم . باز هم مي گم ، خداوكيلي اين ماجرا رو صرفا به شخص خاص و فرد خاصي سوق ندين ، اين يه آفت كليه كه چند ساله باب شده و خدا كنه يه جورايي به مسير صحيحش برگرده .
التماس دعا
|
+| نوشته شده توسط
ميثم نادي در دوشنبه
1387/11/21
|