تبليغاتX
يادداشتهاي 1 مداح
التماس دعا
 امان از بی معرفتی

* یا بصیر *

سلام ؛ عزاداریهای همه تون مورد قبول حضرت حق قرار بگیره انشاءالله . برای حقیر هم دعا کنین .

این شبا و روزا ، پای ثابت اکثر روضه هایی که می رم دعا برا نابودی فتنه گران و هتاکان به ساحت ائمه (س) شده . تقریبا تو بیشتر مجالس هم ، اکثریت مطلق مردم موافق این قبیل دعاها هستن و واکنش مثبتی نشون می دن . غیر از این هم از این مردم حسینی (ع) انتظار نمی ره اما بعضی وقتا ، بعضی آدمای پرمدعا ، یه جورایی رو اعصاب آدم راه می رن که حد و حساب نداره .

دیشب تو مجلس روضه ی حضرت رقیه (س) رفته بودم و بعد از روضه و سینه زنی و دعا و ... یکی از محافظای رده بالای یکی از همین سران فتنه اومد پیشم و با حرفایی که زد حسابی حالم رو عوض کرد . یاد امام حسینی (ع) افتادم که هم امثال حقیر براش ناله می زنن و هم امثال این رفیقمون براش سینه می زنن و مظلوم می کشن و میونداری می کنن .

تاسف خوردم برا نون و نمکی که سر سفره ی امام حسین (ع) به مهمونای این دستگاه داده می شه و نمک دونایی که پشت سر هم شکسته می شه .

خیلی وقتا خیلی چیزا رو تا نبینیم شاید باورش کمی سخت باشه اما وای از اون روزی که ببینیم و باز هم به چشمامون شک کنیم . امان از شک ، تردید ، دودلی ؛ امان از بی معرفتی ، بی بصیرتی . نفهمی یا خود رو به نفهمی زدن .

این عزیز وسط سینه زنی دیشب یه شعری خوند که به دلم خیلی نشست ؛ می گفت بذار هر کی هر چی می خواد بگه اما سر سفره ی امام حسین (ع) یه چیزایی به ما می دن و ...

این شعر خیلی قشنگ بود و خیلیها هم براش به به گفتن اما ای کاش از دامنه صرف شعری بیرون می اومد و ذره ای از اون چیزایی که سر این سفره به همه می دن رو تو اعمال و گفتار و پندارمون نشون می دادیم . کاش یه خورده فقط معرفت حسینی (ع) داشتیم و یه کم از اون همه شعر و شعاری که می دیم رو اجرایی می کردیم .

داشتم می گفتم شاید باور یه سری حرفا برا آدم ، تا به چشمش نبینه سخته . یکی از این حرفا شاید برای عده ای این فرمایش امام صادق (ع) باشه که فرمود : کل یوم عاشورا و کل ارض کرببلا .

شاید برا بعضیا این فرمایش یه کم سنگین به نظر برسه و پرسن که یعنی چی که هر روز عاشورا و همه جا کربلاس ؟ اصلا مگه همچین چیزی ممکنه ؟ و از این حرفا ...

باید گفت اتفاقا تو جریانات اخیر ، به ویژه بعد از فاجعه ای که این ناجونمردا تو روز عاشورا به پا کردن ، بطن این حدیث خودش رو نشون داد .

آیا واقعا کسی از دوستدارای امام حسین (ع) شک داره که عاشورای امسال دوباره امام حسین (ع) تو خیابونای تهران کشته شد ؟! شاید بعضی از همون دسته آدمای شکاک و مردد و دودل باز هم به ایرادهای بنی اسراییلی دخیل ببندن که آره ، مثلا حکومت خودش اینجوری کرد که فلان آدم و فلان گروه رو خراب کنه !!

از این حرفای صد تا یه غاز ، تو این مدتیه کم نشنیدیم . اما جواب حقیر به به اینا اینه که : ما کاری به این بازیهای کثیف سیاست نداریم ، ما حرفمون یه کلامه اون هم اینه که هر دعوایی که هر کی با هر کی داره ، غلط می کنه که پای دین و دستگاه سیدالشهداء (ع) رو این وسط وا می کنه .

حالا قطعا خیلی از همین آدمای حرف منطق نفهم ، باز هم هزارتا ان قلت دیگه می آرن و محاله که حرف آدم رو قبول کنن اما ما موظف به ادای معرفت به اربابمون هستیم ، حالا می خواد هر کی بدش بیاد ، بیاد .

از این جمله بازی کثیف سیاست هم خیلیا دارن سوء استفاده می کنن . طرف خودش تا خرخره غرق تو امراض و بلاهای کثیف کاریهای عالم سیاسیه ، تا یه کلام حرف می زنی می گه بابا شما حیفه وارد این بازیها بشین ! روضه خون اگه وارد این حرفا بشه سوز و حالش ازش گرفته میشه !!!

من نظر خودم رو می گم کاری به کار هیچکس ندارم . من می گم : خاک بر سر اون روضه خون و مداحی که تو مملکتش تو روز عاشورا ، یه مشت یزیدی پست و بی حیا ، سوت و کف بزنن اون وقت این کاری به این حرفا نداشته باشه و فقط به روضه خونیش ادامه بده .

به قول استاد معظم و مسلم مداحان ، حاج منصور ارضی ، که خدا سایه اش رو حالاحالاها سر ما و همه ی حسینیا مستدام بداره ، یه مشت فقط خبرنگارن نه مداح . فقط می آن و اتفاقاتی که تو ماجرای کربلا رخ داده رو برای مردم می خونن و کاری به پیامها و انطباق اون نهضت با مسایل روز ندارن . اونا فقط دنبال خبررسانی صرف از عاشورا هستن .

پس تکلیف حدیث کل یوم ... چی میشه ؟!

چرا بعضی از ما اونقدر سر سفره ی هر کسی نشستیم و نمک گیر شدیم که تو موقع نیاز و لحظه ، دچار سردرگمی می شیم و نمی تونیم تشخیص بدیم که مثلا تو فلان دعوا ، امام حسین (ع) کجاست و کدوم خط به خط کربلا نزدیکتره ؟

راستی ، اگه با این سطح بینش و معرفت و بصیرت ، اگه ماها تو کربلا بودیم نمی رفتیم تو سپاه یزید و بر علیه همین امام حسین مظلوم (ع) شمشیر نمی کشیدیم ؟! یا مثلا نمی رفتیم یه گوشه و نمی گفتیم که اینا بازیهای سیاسیه ، به ما چه ، ما دین خودمون رو نگه داریم و از از این حرفا ؟!

از خدا می خوام که به حق همون سیدالشهداءیی (ع) که این روزا ، غربتش بیش از همیشه برامون آشکار شده ، به همه ی ما هیاتیها بصیرت ، معرفت ، شناخت ، شجاعت و قدرشناسی و ولایت عطا کنه . التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در پنجشنبه 1388/11/01  |
 توشه ی کربلا

* یا رزاق *

سلام ؛ لله الحمد که مجددا سفر به سرزمین عشق و جنون ، نصیبم شد و یه نوکر از میان خیل عظیم نوکرای سیدالشهداء (ع) موفق به آستان بوسی و پای بوسی درگاه حضرت ارباب شد . خدای رو بابت این همه منتی که بهم گذاشت به اندازه ی دونه های بارون شکر می کنم و ازش می خوام که خودش مقام شکر و حمد رو بهم عطا کنه .

یه توشه ای که سفر چند روز قبلم به عتبات برای شما عزیزانی که الآن دارین این نوشته رو می خونین آوردم اون عبارتیه که بالای همین نوشته درج کردم : رزق .

رفقا ، اگرچه گرفتن برات زیارت کربلا خودش به تنهایی یکی از بهترین ارزاق محسوب میشه و برای گرفتن این برات ، باید این در و اون در زد و التماس کرد و از امام حسین (ع) رخصت گرفت ، اما رزق بالاتری که باید بیشتر از گرفتن برات عمومی زیارت ، براش به سر و سینه زد ، رزق زیارت توام با معرفت و شناخت و زیارتیه که خدای ناکرده خود آدم شیطون خودش نشه .

شاید بعضیا از حرفم تعجب کنن یا شاید یه عده دیگه که حقیر رو می شناسن و از صفات بد اخلاقیاتم باخبرن پیش خودشون نیشخندی بزنن که فلانی که خودش صاحب انواع رذایل اخلاقیه ، حالا اومده دکون باز کرده و داره حرفای بزرگ بزرگ می زنه . یا همون ضرب المثل معروف که : رطب خورده منع رطب کی کند .

همه ی اینا رو به شکل دیگه قبول دارم اما یادمون باشه که امام صادق (ع) فرمودن که حرف خوب را حتی از دشمنت هم یاد بگیر .

حقیر هیچ ادعایی نسبت به هیچ نوع صفت پسندیده ای ندارم و خدا وکیلی همینجا هم از همه تون می خوام که برام دعا کنین اما یه چیزایی که به چشم خودم دیدم و تجربه کردم رو چرا نگم تا شاید حتی فقط برا یه نفر موثر واقع بشه ؟

برا اینکه مشخص بشه اصلا چی دارم و میگم و منظور چیه میخوام تجربه ای که تو همین سفر اخیر به کربلا رو مشاهده کردم رو براتون بنویسم تا هم برای خودم و هم برا دوستان ، محل تفکر و تامل و تصمیم بشه .

در این سفر یکی از رفقای حقیر هم حضور داشت . دوستی که شاید بیشتر از یه سال بود که همه اش درخواست یه سفر به کربلا با همدیگه را داشت .

به هر شکل بساط سفر جور شد و مشرف به این مهم شدیم . اما تو دلم همش می گم ای کاش اصلا چنین سفر مشترک زیارتی برامون فراهم نمی شد تا همون دیدگاهی که از قبل به این عزیز داشتم رو حفظ می کردم و با همون زاویه به این رفیق نگاه می کردم . قطعا همه ی ما می دونیم که اولا سفر یه سری آداب داره و سفر زیارتی هم دارای آداب خاص الخاص خودشه . یعنی سفری که آدم صرفا جهت تفریح و خوشگذرانی می ره صد البته شرایطش با سفری روحانی و معنوی و زیارتی متفاوته . اینکه عده ای خدای نکرده بین این ۲ تا تفاوتی قائل نشن و وقتی کربلا می آن ، انگار که به فلان منطقه ی خوش آب و هوا و کنار دریا و ساحل با شکل و شمایل خودش رفتن ، واقعا جای تاسف و ناراحتی داره .

اولش گفتم الآن هم تکرار می کنم که این حرف و نوشته دلیلی بر خوب بودن حقیر نیست . اینا رو صرفا دارم می گم تا هم خودم و هم مخاطبا شاید یه بهره ای ببرن و از این تجربه استفاده ای بکنن .

رفقا ؛ خدا می دونه که اگه تا قبل از این سفر ، اندازه ی نفرتم از پول و مادیات و گرفتاریهای روزمره ی دنیا مثلا فلان عدد بود ، الآن باید اون عدد رو به توان ۱۰ یا بیشتر رسوند .

واقعا به بطن این حرف که پول مثل چرک کف دسته و کثیفه و ... پی بردم و علنا دیدم این حرف رو .

بعضیا که اتفاقا خیلی هم ادعای هیاتی بودن و امام حسینی (ع) بودن رو دارن و تو وادی حرف از امام حسین (ع) و اهل بیت (ع) یه دنیا حدیث و آیه و روایت و خاطره و مکاشفه و  از این حرفا بلدن و پای حرفش که برسه هیچکی به گردشون نمی رسه ، وقتی یه خورده دستشون به دهنشون برسه ، تو حرم سیدالشهداء (ع) فقط دنبال کارای اقتصادی و دنیایی خودشون می رن .

طرف انگار نه انگار که اینجا حرم علیه (ع) همون بزرگمردی که جبرییل در خونه اش دست به سینه می ایستاد . همون قلندری که حضرت رسول (ص) هر وقت از مقابل در خونه اش رد می شد می ایستاد و با ادب و احترام ، سلامی به اهلش می داد و عبور می کرد . از هتل که راه می افتادیم تا یه قدمی در حرم ، مدام این مویابل لعنتی بیخ گوششه و از ترخیص فلان جنس و سود بهمان کالا و هزار کوفت و زهرمار دیگه حرف می زنه و حرف می زنه و حرف می زنه . باور کنین اگه داخل حرمها هم اجازه ی ورود موبایل رو می دادن با خودش می آورد و تو پای ضریح و مقابل مولا هم دنبال مسایل اقتصادیش بود .

خیلی جالب و خنده داره که برا این کار خودشون هم توجیه شرعی دارن و سریع یه کلاه شرعی سر کارشون می ذارن . بهش می گم آخه تا کجا و کی این همه برا خودت دغدغه ی دنیایی و اقتصادی درست کردی ؟ برا اینکه منو قانع کنه می گه همه ی این کارا رو برا این می کنم که وضعم بهتر بشه و بتونم یه لوستر برا حرم امیرالمومنین (ع) بخرم !

خدا وکیلی چندتا از شماهایی که الآن دارین اینو می خونین از این حرف خنده تون گرفت ؟

باشه ، قبول ، بنده رو توجیه کردی و به خیال خودت کلاه سرم گذاشتی با حضرت چه می کنی و برای خدای احد و واحد چه توجیهی می تراشی ؟

انقدر باید آدم حواسش از همه جا پرت باشه که فکر کنه مولای کون و مکان ، لنگ یه لوستر برا حرمشه و از الآن وعده می ده که تا چند سال دیگه برات می خرم ؟!

طرف خرش رو گم کرده بود ، به خدا گفت اگه پیداش کنی مثلا فلان کار رو انجام می دم . گشت و گشت تا بلاخره خرش رو پیدا کرد . یهو یادش افتاد که به خدا قول داده بوده فلان کار رو انجام بده . سریع رو به آسمون می کنه و می گه آخدا ! قرار بود تو پیداش کنی اون کار رو انجام بدم . الآن که دیدی ، خودم گشتم و پیداش کردم پس خبری از انجام اون نذره نیست .

حالا داستان رفیق ما شده . پسر خوب ؛ هنوز علی (ع) رو نشناختی که اینجوری حرف می زنی . فردا هم که پولت به فضل الهی از پارو بالا نمی رفت می گی همین هیاتها نزدیک بود زمینم بزنم ، از اینا که دور شدم فکر اقتصادی خودم باعث شد رشد کنم و از تریپ حرفا .

انگار ما کم دیدیم آدمایی رو که تا موقعی که وضع مالی متوسط و مثل همه ی مردم دارن ، سینه چاک امام حسین (ع) و هیات می شن حسابی برا اهل بیت (ع) عرق می ریزن ، پای دیگ می رن ، تو آبدارخونه چایی می ریزن ، وسط سینه زنا لخت می شن و به سر و صورت و سینه شون می زنن و ... اما همچین که یه خورده سرشون تو حساب و کتاب اقتصادی می ره و یه خورده پول تو جیبشون بهتر می شه و مدل ماشینشون اینور و اونور می شه ، سالی یه بار هم که هیات می آن ، می بینی یه کت فلان قیمتی تنشون کردن ، اولاش هم می گن آرتروز و پادرد و رماتیسم و هزار مریضی دیگه گرفتیم و نمی تونیم رو زمین بشینیم . رو صندلی می شینن و دستها رو تو بغل می گیرن یه دستمال رنگی لطیف دستشون می گیرن تا خدای ناکرده اگه نم اشکی از چشم مبارک خواست سرایز بشه ، سریع جمعش کنن تا مینیک صورتشون خراب نشه . وقتی هم می خوان سینه بزنن ، یه جوری می زنن که هیچوقت با سیستم و سبک جمع همخوانی نداره و یکی در میون تک می زنن تا نشون بدن که پول دارا ، سینه زدنشون هم فرق می کنه ... !

بگذریم ، حرف به جای دیگه ای کشید و اون چیزی که تو نظرم بود رو نشد که به صورت کامل بیان کنم . خلاصه و لب کلام این که ، رزق زیارت با معرفت و با شناخت مقام امام و محلی که قرار داریم و آداب زیارت ، یکی از مهمترین مقامها و نکاتیه که باید همیشه از حضرت حق مسالت کنیم تا در کنار زیارت عام اهل بیت (ع) ، روزیمون کنه .

از خدا می خوام آرزومندای زیارت نجف اشرف و کاظمین و کربلای معلا رو به زودی زود حاجت روا کنه .

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در شنبه 1388/10/26  |
 حرم نگو بهشتمه ...

* یا حسین (ع) *

سلام ؛ از درگاه احدیت خواستارم عزاداریهای همه ی شما عزیزان مورد قبول حضرتش قرار بگیره و توشه ی قبر و قیامته همه مون باشه . به فضل الهی و به مدد ارباب ، چند روز دیگه عازم کربلاش هستم و نه یه دل ، بلکه صدها دل عاشق رو به پابوسی شاه نجف و امامین کاظمین (ع) و حضرت ارباب و قمر العشیره (س) می برم . از همه ی عزیزانی که الآن اینجا دارن این نوشته رو می خونن و با حقیر آشنایی دارن هم حلالیت می طلبم . التماس دعا . یا علی

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در یکشنبه 1388/10/13  |
 لعنت حق بر یزیدیان امروز

* یا منتقم ، انتقم *

سلام ؛ امیدوارم عزاداریهای همه تون مورد قبول حضرت حق قرار گرفته شده باشه .

به شدت خسته هستم اما حرکت یزیدی منافقین امروز باعث شد با تموم خستگیهام اینجا بیام و مطلبی بنویسم .

تو این چند روز تو یکی از شهرستانها برنامه داشتم و الآن هم چند دقیقه ای نیست که وارد تهران و خونه کاشونه ام شده ام اما مسایلی که از طریق تلفن بهم گفته شد و تصاویری که از تلویزیون دیدم ، اونقدر دچار عصبانیت و تاسف و تاثرم کرده که علیرغم خستگی مفرط ، اما دچار نوعی سردرد و بی خوابی شدم .

خدا لعنت کنه اونایی رو که باعث و بانی این همه فتنه و آشوبگری امسال شدن .

خدا لعنت کنه اون کفتار پیر ، اون کسی که تنها نسبت امروزیش با انقلاب ، اون چند سالیه که با مقام معظم رهبری رفیق بوده و به خاطر اون چند سال نون و نمک اجباری که با آقا خورده ، حالا باید مردم حسینی (ع) ما این همه تاوان پس بدن . خدا لعنتش کنه که اولین دود این همه فتنه و اغتشاش از طرف بچه های ملعون و خائن اون به پا شد و بعدش هم اون نامه ی مملو از گستاخی و بی ادبی رو به رهبری نوشت . همه ی این دودا از کنده ی اون مرتیکه بلند می شه . از قدیم هم گفتن که هرچی دوده از ک...نده بلند می شه !

خدا لعنت کنه اون جدکمر زده ای رو که تو دوران حکمرانیش ، با شعارهای بی در و پیکری که داد ، باعث شد برا یه سری آدم بی اطلاع و یه سری آدم مغرض ، امر مشتبه بشه و فکر کنن که می تونن تو این ممکلت امام زمان (عج) هر غلطی که می تونن بکنن . خدا لعنتش کنه که با لباس سادات ، بیشترین خیانت رو به اسلام و سادات و اهل بیت (ع) کرد .

خدا لعنت کنه اون شیخک ساده لوح اما مارمولک رو که تو این عالم هستی ، ظاهرا فقط این مرتیکه از امام (ره) اجازه ی دزدی دریافت کرده بود . همون آدم کثیفی رو که حتی نمی تونه آب دهنش رو جمع کنه اما حالا با اون لباس پیغمبری که غصب کرده ، بر علیه دین محمد (ص) قیام کرده .

خدا لعنت کنه اون مردک چیز رو که بعد از ۲۰ سال چیز کردن ، حالا اومده و مردم رو چیز فرض کرده و میخواد با چیزش ، مردم سر چیز ببره . همون عوضی رو که با گرفتن خط مشی از اربابانش تو آمریکا و اسراییل و منافقین و رجوی و رقاصه ها و گوگوش و هزار کوفت و زهرمار دیگه ، کمر به سرنگونی جمهوری اسلامی بسته . مرتیکه یکی دوتا هم ارباب نداره . دقیقا مثه زنای همه جایی شده و از بهایی و لامذهب و وهابی بگیر تا دوجنسه باز و فاحشه و ... همه بهش خط مشی می دن این آدم ابله و خر ( با پوزش از چهارپایان فهیم ) چشم و گوش بسته فقط موظف به اجرای فرامین غیردینی اوناس . چون اگه حرفشون رو گوش نکنه بیچاره جیره و مواجبش قطع می شه .

خدا لعنت کنه اون دزد دیگه ی لباس پیغمبر رو که تو شهر خون و قیام داره زندگی نحسش رو سپری می کنه و مرتیکه ی لاابالی ، خودش رو مرجع هم می دونه . همون بی وجدانی که آرزو کرده مساجد خلوت بشن . همون مردک بی ریخت و کریه المنظری که خدا هم از رو حساب و کتاب خودش ، می دونه به کی جلوه و خوشگلی بده و محاسن زیبا و چهره ای خوش سیما بده و به کیا بدترین قیافه ها رو بده . یا مثه فلانی اصولا کوسه و بی ریش باشه یا مثه این یکی ، مثه جوجه تیغی ریش داشته باشه . آخه عوضی ها همشون بی ریشه ان .

من شدیدا از همه ی شماهایی که الآن اینجا اومدین و دارین تو شام غریبانیه این نوشته ها رو می خونین معذرت می خوام . حقیقتا اونقدر خون جلوی چشمامو گرفته که عنان ادب و قلم از دستم در رفته .

آخه اونجوری که بهم گفتن و از تو تلویزیون دیدم ، این بی شرفها ، به عاشورای حسین (ع) به روز شهادت اربابم بی احترامی کردن . این پست تر از یزیدها ، تو روز ماتم آسمو و زمین ، مشغول دست زدن و سوت کشیدن بودن . پدرسوخته ها انگار عروسیه بابای فلان فلان شده شون بوده یا ننه شون رو دوباره به خونه ی بخت فرستادن .

با همه چی شوخی با دستگاه سیدالشهداء (ع) هم شوخی ؟! واقعا باید تا کی صبر کنیم ؟! ما که هی تو نوحه هامون خطاب به امام حسین (ع) می گیم : یا لیتنا کنا معک ، کاش ما روز عاشورا بودیم و با تموم وجودمون ، خودمون رو قربونیت می کردیم ، حالا باید زنده باشیم و تو شهر و مملکتمون ، تو روز عاشورا بزن و بکوب راه بندازن .

ننگ بر ما و این زندگی .

کجان قمه زنای حضرت ارباب ؟ وقتش نرسیده که این بار ، یه ضرب قمه به سر خودمون بزنیم و بقیه اش رو تو سر این حرومیها خالی کنیم ؟

این پست فطرتهای بچه مزلف اگه مردن و آلت مردونگی به همراه دارن ، چرا گذاشتن تو روزی که همه ی بچه هیاتیها مشغول عزای بی اربابیشون هستن و سرگرم نماز ظهر عاشورا هستن ، تو خیابونای خلوت و محله های کم جمعیت ، سوت و هورا می کشن . چرا یه روز وعده ی درست و حسابی نمی دن و قرار مشخصی تو جای مشتی نمی ذارن تا جان نثاران حسین (ع) دیوانگان ابی عبدالله (ع) تکلیف خودشون و دودمانشون رو مشخص کنن ؟

باز هم از همه ی عزیزانی که دارن این نوشته ها رو می خونن به خاطر برخی عباراتی که شاید خارج از عرف مردم باشه اما کاملا سزای این نامرداهاست ، معذرت می خوام .

در آخر هم یه سوال دارم : اگه شماها ، یکی تو روز عزای پدرتون ، به پدرتون بی احترامی کنه و جلوی شما بساط سور و ساط به پا کنه ، باهاش چیکار می کنین ؟

مگه پیغمبر نفرمود من و علی (ع) پدران امت هستیم ؟ مگه کل نور واحد نیستند ؟ مگه ابی عبدالله (ع) پدر شیعیان نیست ؟ حالا که این بی دینها تو روز عزای پدرمون این بساط لامذهبی رو به پا کردن ، آیا توقع دارین ما هم موضعی ادبی و عقلایی بگیریم ؟!

ای خدای قهار ! ای خدای جبار ! ای خدای متکبر ! به حق این لحظات عمه ی سادات ، حضرت زینب (س) ، به حق اون بوسه ای که از حلقوم بریده ی ابی عبدالله (ع) گرفت ، به زودی زود و در مقابل دیدگان ما ، با دست غیبی حضرت عباس (س) ، سیلی تاریخی و به یادماندنی بر این جریان فتنه و تمام سران خائن آن بنواز و پس از آن ، اینان را به زودی به جهنم و اربابشان یزید ملعون ملحق بفرما .

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در یکشنبه 1388/10/06  |
 باز هم محرم ...

* السلام علي الانصار الحسين (ع) *

سلام ؛ تا روز عيد غدير چند روزي مونده اما بر و بچه هاي هياتي برا محرم دورخيز كردن . باز هم يه فصل عاشقي ديگه اي تو راهه و باز هم نوكرا مي خوان تجديدبيعتي به يادموندني با اربابشون داشته باشن . نمي دونم چرا الآن كه دارم اين مطالب رو مي نويسم بغضم تركيده و اشك از چشام جاريه . بايد هم همينطور باشه . نوكري كه مي خواد جلو اربابش امتحان بده و تو آزمون شركت كنه ، خيلي دلشوره و دلواپسه كه نكنه خداي نكرده ازش لغزشي و خطايي سر بزنه تا يه وقت از چش ارباب بيفته .

اگرچه همه ي سال و همه ي روزها عاشوراست و تو منظر ديد ارباب هستيم اما محرم و به بدرقه اش ، ماه صفر ، يه چيز ديگه هستن . اصلا با هيچ زمان ديگه اي نمي شه مقايسشون كرد .

مي خوام از حرف زيبايي كه از شهيد آويني شنيدم تو اينجا استفاده كنم . شهيد آويني مي گفت شرف المكان بالمكين . يعني عزت و شرف هر مكاني به اون كسيه كه اونجا قدم زده و اونجا اقامت داشته و الا همه ي ارض از آن خداست و در نگاه اول ، هيچ خاكي بر خاك سرزمين ديگه اي فضيلت نداره . اما اون اتفاقاتي كه تو اون خاك افتاده و آدمايي كه تاريخ ساز اون سرزمين و خاك شدن باعث عزت و شرف برخي از زمينهاست .

حالا مي خوام بگم در نگاه اول ، تمام زمانها پيش خدا يكيه و هيچ فرق ظاهري نداره اما اتفاقاتي كه تو بعضي روزها و زمانها افتاده ، به اون قطعه ي از زمان ، برتري و فضيلت مي ده .

و چه زمان پر فضيلت تري غير از محرم ! محرم ماه خداست چون در اين ماه ، خونش به زمين ريخته شده و مگر نه اينكه حسين (ع) ثارالله است و ثارالله يعني خون خدا !

در تمام آداب و رسوم تاريخ ، هميشه اربابان در اوج نعمت و صحت و امنيت بوده اند و اين نوكران بوده اند كه بلاها را به جون و دل مي خريدند اما در قصه ي ارباب ما ، ماجرا جور ديگري رقم خورده است .

در اينجا اين ارباب ماست كه جام بلا را تا انتهايش سر مي كشد و خود را سپر بلاي محبان و نوكرانش قرار مي دهد .

هيچ بلايي را بر روي زمين پيدا نمي كنيد كه حضرت عشق (ع) ، آن را به جان نخريده باشد . از تشنگي گرفته تا شهادت ، از اسارت گرفته تا داغ فرزند ، از تنهايي و غربت گرفته تا رشادت و مجاهدت ، از داغ برادر گرفته تا غصه ي مصيبت خواهر ، از خونه به صورت پاشيده شدن يك شيرخواره تا خجالت از يك مادر ، و ...

آري ؛ اين كليد حل معمايي كه گاهي برخي ساده انديش يا مغرض شبهه آفريني مي كنند كه چرا هنوز بعد هزار سال از واقعه ي كربلا ، باز هم اين ماجرا زنده است و جريان دارد و اين همه مشتاق و سينه چاك رو به دنبال خودش مي كشاند .

آه ؛ بيرقها ، كتلها ، سياهيها ، خود را بتكانيد و آماده شويد

آه ؛ سينه زنها و گريه كنها ، چشمتان و سينه ها و دستان خود را مهيا كنيد

آه ؛ شاعران ، شعرهاي عاشورايي خود را بنگاريد

آه ؛ چاي ريزهاي هياتها ، بساط پذيرايي خود را فراهم نماييد

آه ؛ روضه خوانها ، مهياي ذكر مصيبت و يادآوري حماسه ي جانسوز كربلا شويد

... و آه ؛ همه ي نوكران و محبان حسين (ع) ؛ با خبر باشيد . تا عاشورا چيزي باقي نمانده . محرم نزديك است

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در دوشنبه 1388/09/09  |
 عرفه ...

* اللهم عرفني نفسك ... *

سلام ؛ نزديكياي روز عرفه هستيم و برا خيلي از اونايي كه مثه حقير ، جزء جامونده هاي ماه رمضون و مراسم حج و زيارت كربلا محسوب مي شن ، اين روز ، يكي از طلايي ترين فرصتها براي توبه و بازگشت به قرب الهيه .

حتما و حتما راجع به عرفه و اهميت اون و ارزش خوندن دعاي حضرت ارباب تو اين روز و ... طي سالهاي گذشته و امسال حرفهاي زياد شنيده و خواهيد شنيد . به همين خاطر ، گزافه گويي نمي كنم و يه چند خط از شعر عاميونه راجع به روز عرفه رو تقديم مي كنم و از همه ي عزيزان التماس دعا دارم :

دوباره تنگ غروبه ، غروب خلوت با خدا
قراره هرچي عاشقه ، تو خيمه ي اهل دعا

غروب امروز كه بشه ، دل مثه كيميا ميشه
دراي بخشش خدا ، دونه به دونه وا ميشه

آي اونا كه جاموندين از ، قافله ي ماه رمضون
امروز مي بخشه همه رو ، خداي خوب و مهربون

بياين با هم ناله كنيم ، شايد دعامون بگيره
از آسمون مغفرت ، دوباره بارون بگيره

بياين با هم دعا كنيم ، براي يار در سفر
بگيم خدا : هرجا مي ره ، دل ما رو باهاش ببر

بياين تا التماس كنيم ، شايد ماها رو بخرن
بياين همه صدا كنيم ، يابن الحسن (عج) يابن الحسن (ع)

دلم گرفته اي خدا ، از اين همه رنگ ريا
مي خوان كه دين زخمي بشه ، با قرآن رو نيزه ها

براي غربت علي (ع) ، دوباره شمشير كشيدن
اينم بي وفاها كوفه رو ، بازم به تصوير كشيدن

مي خوان علي خسته بشه ؟ ، خدا مي دونه محاله
مي خوان دساش بسته بشه ؟ ، تكرار تاريخ محاله

براي پرچم علي (ع) ، رو دست گرفتيم جونمون
تا مولا سرفراز بشه ، به پاش مي ريزيم خونمون

خوش به حال اونايي كه ، همنشين ناجي شدن
سفيدپوشاي عرفات ، همونا كه حاجي شدن

همونا كه با هر نفس ، مثل گل لاله شدن
غروب روز عرفه ، با آقا هم ناله شدن

خوش به حال اونايي كه ، از ته دل خدايين
سياپوشاي عرفات ، اونا كه كربلايين

اونا كه با شور و نوا ، سر روي خاكا مي ذارن
تو روضه هاي كربلا ، دلاشون و جا مي ذارن

كاشكي يه روز بياد ما هم ، فارغ از اين دنيا باشيم
يه روز خوب عرفه ، زاير كربلا باشيم

وسط بين الحرمين ، ناله كنيم با شور و شين
گاهي از عباس (س) بخونيم ، گاهي بگيم غريب حسين (ع)

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در شنبه 1388/08/30  |
 72

* يا شهيد *

سلام ؛ التماس دعا

۷۲ شب مانده كمر خم بشود
۷۲ لاله از زمين كم بشود

۷۲ ميدان بلا در راه است
۷۲ شب مانده محرم بشود

* عزيزاني كه اهل شعر و شاعري آل الله (ع) هستن و به حقير افتخار خوندن اشعارشون رو مي دن ، علاقه مند هستم كه با اين عزيزان آشنايي بيشتر و نزديكي پيدا كنم . يا علي

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در سه شنبه 1388/07/14  |
 تخريب حرم بقيع

* يا جبار *

سلام ؛ ايام تخريب حرمهاي شريف و منور ائمه بقيعه . همون گنبد و گلدسته هاي كوچكي كه ۴ امام عزيز ما رو تو خودشون جاي داده بودن و اين وهابياي خبيث و رذل و حرومزاده نشون دادن كه هيچي از آباء و اجداد پستشون كم ندارن .

بعضي وقتا كه روضه ي غربت حضرت زهرا (س) و حضرت مولا (ع) رو مي خونيم هم برا خودمون هم برا مستعمين شايد اين سوال مطرح بشه كه آيا واقعا اون ملعونين من الازل الي الابد قصد داشتن قبر حضرت زهرا (س) را پيدا كنن و تخريب كنن ؟! يعني واقعا اونا اينقدر كافر بودن ؟! اما حالا مي بينيم كه بعد از چندين هزار سال از اون دوران ، توله هاي همونا انقدر راحت مي آن و حرمهاي مقدس ائمه تو بهشت بقيع و سامرا و ديگر اماكن مقدس رو تخريب مي كنن . اين احمقا فكر مي كنن كه با تخريب اين گنبد و گلدسته و بارگاه مي تونن ياد ائمه و محبتشون رو هم تو دلاي محبين از بين ببرن . غافل از اينكه تو دل تك تك عاشقا و محبين و شيعيان آل محمد (ص) حرمهاي زيبايي به نام تك تك ولي نعمتانمان ساخته شده كه تا قيام قيامت ماندگاره و از بين رفتني نيست .

يه چند خط شعر به مناسبت سالگرد تخريب قبور مطهر بقيع به دست وهابيت ملعون جهت استفاده ي عزيزان درج مي كنم با اين دعا و آرزو و اميد كه با دست با كفايت حضرت مهدي موعود (عج) ، سيلي سختي بر دشمنان دين و ولايت و امامت نواخته بشه :

اي گلستان غريب عالم
جوشد از خاك تو درياها غم

از سر و روي تو غربي پيداست
مركز غربت عالم اينجاست

تربت چهار امام معصوم
آن امامان غريب و مظلوم

همه يكسان شده با خاك بقيع
اي حرمخانه ي افلاك ! بقيع

نه چراغي و نه شمعي است تو را
پشت ديوار تو شوري است به پا

سوزد آنجا دل زوار بقيع
همه سرهاست به ديوار بقيع

عاشقان با تو سخن مي گويند
تربت فاطمه (س) را مي جويند

دل شبها كه حرم خاموش است
ناله ي فاطمه (س) اندر گوش است

قبر مظلوم حسن (ع) در يكسو
مي دهد شرح غمش موي به مو

قبر ويران امام سجاد (ع)
آورد خاطره هايي در ياد

غربت قبر امام باقر (ع)
داغها زنده كند در خاطر

تربت پاك امام صادق (ع)
زند آتش به دل هر عاشق

از بقيع است و امامان بقيع
داغها در دل ياران بقيع

مركز محنت و غمها اينجاست
دل شب يوسف زهرا (س) اينجاست

***

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در شنبه 1388/07/04  |
 اللهم فك كل اسير ...

* يا متعال *

سلام ؛ اميدوارم كه نماز و روزه هاي همه ي روزه داران مورد قبول حضرت حق قرار بگيره . تو اين شب و روزاي استثنايي و تكرارنشدني خيلي التماس دعا دارم .

يكي از فرازهاي مهم يكي از دعاهاي ماه مبارك اين عبارته كه : اللهم فك كل اسير ...

امروز تو نماز ظهر خيلي به اين عبارت دقت كردم و يه جورايي اين عبارت حواسم رو از بقيه ي دعا به خودش متمركز كرد . خيلي فكر كردم كه آيا صرفا منظور از اين دعا آزادي اونايي كه تو دنيا تو زندون هستن يا مساله ي مهمتري هم وجود داره .

فكر مي كنم در كنار دعا براي آزادي بي گناها از كنج زندون ، مساله ي آزادي روح از قفس نفس و گناه هم مطرحه . يعني وقتي از خدا مي خوايم كه اسيرا رو آزاد كنه ، اين كمترين سطحشه كه بخوايم فقط اسيراي جسم آزاد بشن . يكي از مهمترين مشكلات ما تو مسير سير و سلوك ، زندوني روحمون تو قفس گناه و هواي نفسمونه .

جالب اينه كه بيشتر ماها ،‌ خودمون روحمون رو زندوني مي كنيم و تو اين ماجرا نبايد دنبال متهم ديگه اي بگرديم .

به انواع عارضه ها و بلاهاي نفساني دچاريم و خودمون ازشون غافليم و تازه فكر مي كنيم ديگه آخر بندگي خدا هم هستيم و تقريبا هيچكس رو از خودمون بهتر نمي دونيم .

تو بين مردم عادي كه اصلا فكرش رو هم نمي كنيم شايد كسي باشه تا از ما يه ذره بهتر و والاتر باشه ،  تو بين بزرگان هم گاهي باز برا خودمون دچار توهم مي شيم و با يه خورده نمازخوندن دست و پا شكسته ي به موقع و يه چند روز روزه ي واجب گرفتن ، امر بهمون مشتبه مي شه كه احتمال اسم ما هم تو ليست بزرگان ديانت و تقوا ثبت شده !!!

واي بر اين دل تاريك و سياه و اسير تو زندون نفسانيات .

موسي (س) تو بين جامعه راه افتاد تا به خدا نشون بده كه : خدايا ! من از فلاني سرم . گشت و گشت . از با تقواترينها شروع كرد و كم كمك به افراد عام و يواش يواش به افراد لاابالي رسيد . هر زمان كه خواست يكي از اونا رو پيش خدا بياره كه بله ، من از اينها بهتر و بالاترم ،‌ ترسيد كه نكنه نتونه حرفش رو ثابت كنه . خلاصه تو راه برگشتن بود كه به يه سگ هار و بيمار رسيد ، اول پيش خودش گفت كه ديگه هر چي باشه از اين سگه كه بهتر و مقرب ترم ، بعدش يه خورده فكر كرد و به خودش گفت : نكنه اين سگه يه نفر رو از گرسنگي و مرگ نجات داده باشه و من اين كار رو نكرده باشم .

هر جوري بود سرش رو پايين انداخت و دست خالي اومد به ميعادش با رب العظيم . عرضه كرد كه : خدايا ! هرچي گشتم موجودي پست تر از خودم پيدا نكردم و اومدم بگم تو صف بنده هاي تو ، من نفر آخرم .

يه وقت از جانب پروردگار ندا رسيد كه : يا موسي (س) ! به خداونديم سوگند كه اگر اون سگه رو مي آوردي و ادعا مي كردي كه از اون بهتر و سرتري ، نه تنها از پيامبري عزلت مي كردم كه به بدترين بلاها مبتلات مي كردم ...

حالا اون كه موساي كليم الله بود و پيامبر اولوالعزم خدا ، اينجوري حرف مي زنه ، تكليف من روسياه و اسير هواهاي نفساني چيه ؟!

خداي من ! غرور و تكبر و خودپسندي بيچارم كرده . عليرغم اينكه تو خورجين اعمالم جز ريا و گناه و فقر ديني و تكليفي چيز ديگه اي ندارم اما به همه فخر مي فروشم و با تكبر روي زمينت قدم مي ذارم و خودم رو خيلي بالاتر از مردم خوبت مي دونم .

يا رب العظيم ! ماه مبارك امسال هم به نيمه اش نزديك شده و باز هم من دارم جامونده ي از قافله ي بنده هاي توبه كننده و خوبت مي شم .

كم كم داره قرص قشنگ نيمه ي ماه رمضون كامل مي شه و ماه زيباي خونه ي علي (ع) و فاطمه (س) ، كريم اهل بيت (ع) ، امام مجتبي (ع) ، خودنمايي مي كنه .

يا رب ! به حق كريم اهل بيت (ع) و به حق سبط اكبر (ع) و به حق يا محسن بحق الحسن (ع) ، بيا و دل و جان و روح و تنم رو از زندانهاي گناه و روسياهي و هواهاي نفساني آزاد بفرما . اللهم فك كل اسير ...

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در چهارشنبه 1388/06/11  |
 كمال انقطاع

* الهي هب لي كمال الانقطاع اليك ... *

سلام ؛ در ايام شعبانيه قرار داريم و آخرين ايستگاهها تا رسيدن به ماه دعا و نيايش و روزه و نزديكي بهتر و بيشتر به حضرت حق رو داريم يكي يكي پشت سر مي ذاريم .

ماه شعبان ، به خاطر اعياد و مناسبتهاي سراسر شاد و مملو از سرورش ، گاهي آدم رو از بقيه ي فرايض و برنامه هاي مختص شعبانيه محروم مي كنه . يعني بعضي وقتا ، يه سري آدمايي مثه حقير ، اونقدر سرگرم كاراي مختلف و برنامه هاي مناسبتي اين ماه مي شن كه كلا يادشون مي ره قراره تو اين ماه ، يه سري برنامه هاي خودسازي هم داشته باشن .

شايد و قطعا يكي از مهمترين عللي كه امثال حقير نمي تونيم اونطور كه شايسته و بايسته است به برنامه هاي خودسازي و مناجات و خلوت بپردازيم و شديدا دنبال اجراي برنامه هاي مختلف تو هياتها و سرگرم شدن به اين مسايل هستيم همون عدم انقطاعيه كه تو مناجات مهم شعبانيه بهش اشاره شده .

جا داره علاوه بر اينكه خودمون سعي و تلاش بكنيم تا از خيلي بازيها و سرگرميها دوري كنيم و به مهمات مشغول بشيم ، از خدا هم بخوايم كه اين انقطاع از مسايل مختلف رو به ما ببخشه و هديه كنه .

خيلي وقتا هست كه يه عاشق براي رسيدن به معشوقش تلاش هم مي كنه اما نمي دونه كه راه به دست آوردن دل معشوقش ، از مسير ديگه اي مي گذره و اين عاشق شوريده حال ، اگر چه با نيت عاشقي ، اما مسير رو داره اشتباه مي ره .

چقدر قشنگ مي شه كه معشوق هم هر از گاهي سري به دل عاشقش بزنه و بهش بفهمونه و يادآوري كنه كه اين مسير ، به عشق ختم نمي شه و راه حقيقي رو بهش نشون بده .

تا كه از جانب معشوق نباشد كششي
كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد

اي خداي من ! اي نازنين و بهترين من ! اي رب الحسين (ع) ! اي بخشنده ي مهربون ! اگه به اين دل خراب و ناپاك هم يه نگاهي بكني و ذره اي از اون همه عشقي كه به خوبات چشوندي رو به منم بچشوني چي مي شه ؟

اي عزيز من ! چند تا ماه شعبان ديگه رو بايد تو عمرم ببينم اما بازم مثه يه بچه ي سر به هوا ، حتي الفباي عشق و محبت تو رو هم ندونم چيه ؟

خداي من ! اگر چه اعمالم گواهي مي دن كه نتونستم بندگي خوبي به درگاهت داشته باشم اما دلم هم گواهي مي ده كه دوست دارم و به محبت و عفوت ايمان دارم . اگر چه نامه ي اعمالم اونقدر سياه و تاريكه كه شايد تو ذهن بعضيا ، اصلا نشه بهش نگاه كرد اما دلم بهم مي گه اين خداي مهربوني كه به ماها معرفيش كردن ، دنبال يه بهونه اس كه بندهاي بدش رو هم بخره .

راستي ، براي ماهايي كه بار گناهامون اونقدر سنگينه كه شايد زمين هم از تحمل وزن اون ، فرداي قيامت يقه مون رو بگيره ، و براي خدايي كه دنبال كوچكترين بهونه ايه كه همه ي بديها رو نديده بگيره ، چه بهونه اي بهتر از اشك بر عزيزترين نزد خدا ؛ اشك بر خون خدا ؛ اشك بر يكي يه دونه ي خدا ؛ اشك بر حسينِ (ع) خدا ؟

خداي من ! برا اينكه دل تو رو هم به دست بيارم و برا بقيه ماه شعبان و درك خوب و بي سابقه ماه رمضون ، از خودت مدد بگيرم و انقطاع از همه چيز جز خودت را از خودت هديه بگيرم ، مي خوام برات روضه بخونم . روضه ي همون آقايي كه به واسطه ي نامش ، توبه ي آدم رو قبول كردي . روضه ي همون مظلومي كه كه به واسطه ي فيض مقدمش ، فطرس پر و بال شكسته رو بخشيدي . روضه ي همون اربابي كه اسمش دلا رو آروم مي كنه . روضه ي حسين فاطمه (س) .

السلام عليك يا اباعبدالله . السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين .

چه بهتر كه روضه ي حجت خدا رو از زبون حجت خدا بخونيم :

السلام علي الشيب الخضيب ؛ السلام علي الخد التريب ؛ السلام علي ...

آه  حسين ؛ آه حسين ؛ آه حسين ...

السلام علي دفنه اهل القراء ...

سلام بر اون آقايي كه بدنش رو يه مشت روستايي دفن كردن . همون روستاييهاي بني اسد . همونايي كه اول زناشون بر سر زنان و موپريشان ، مهريه هاشون رو حلال شوهراشون كردن تا بيان و ابدان مطهر فرزندان رسول الله (ص) و حضرت زهرا (س) و بهترين خوبان زمين رو به خاك بسپرن . همونايي كه بعد از ۳ روز ، تازه بالاي بدنهاي غرق خون شهدا اومدن ...

آه حسين ؛ آه حسين ؛ آه حسين ...

واي از مصيبت دفن ارباب . آه از دل زين العابدين . آه از بوريا و حصير و ...

و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب الينقلبون ...

نسالك و ندعوك ؛ بالحسين يا الله ...

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در یکشنبه 1388/05/18  |
 يا امام رضا (ع)

* يا سلطان *

سلام ؛ يه چند وقته كه دل و دماغ اينجا سر زدن و نوشتن رو ندارم . راستش رو بخواين چون موضوع خاصي به ذهنم نمي رسه كه راجع به اون بنويسم ، كمتر به اينجا سر مي زنم . اگه مطلبي تو نظرتون هست كه ميشه راجع به اون بحثي كرد و نظري دارد بگين .

اين چند روز گذشته رو به مشهدالرضا (ع) رفته بودم . با اهل و عيال . خدا هم به تازگي محبت كرده و بچه دومي به حقير عطا كرد كه البته اين يكي دختره . چون تو ايام ولادت امام جواد (ع) به دنيا اومد نام مادر جوادالائمه (ع) رو براش انتخاب كرديم . ريحانه . با اين اميد كه انشاءالله كنيز آقا جواد ابن الرضا (ع) بشه .

ايام مبعث تو حرم امام رضا (ع) يه حال و هوايي حاكمه كه فقط اونايي دركش مي كنن كه به اين نيت ، مبعثي رو تو حرم سپري كرده باشن .

البته خوش به حال اونايي كه شب مبعث و اين ايام رو تو نجف باشن و تو حرم مولا مشغول راز و نياز باشن . اما اونايي كه به نجف دسترسي ندارن ، خوبه كه خودشون رو به حرم حضرت ثامن الحجج (ع) برسونن .

يه حاجتي هم دارم كه همينجا از همه عزيزان التماس دعا دارم .

ايام مواليد شعبان نزديكه . همچنين ، ماه شعبان آخرين ايستگاه قبل از ماه مبارك رمضونه . برا هم ديگه دعا كنيم كه بتونيم از ليالي و روزها و لحظه لحظه ي اين ماه گرانقدر ، بهترين استفاده رو ببريم . مناجات شعبانيه از جمله اعمال مهم و سرنوشت ساز ماه شعبانه كه اميدوارم حقير و همه ي عزيزان موفق به درك اين مناجات و اين ماه عزيز بشن .

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در چهارشنبه 1388/04/31  |
 اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محد و آخر تابع له علي ذلك ...

* يا قاضي *

سلام ؛ چيزي نزديك به يه ماهه كه هياتها تو تهران از رونق افتاده و يه حالت نيمه تعطيل به خودش گرفته . البته جلسات دست و پا شكسته برقراره اما فضايي كه به خاطر انتخابات و اين آشوبگريها به راه افتاده باععث شده كه حال وهواي هياتها هم تحت تاثيرش قرار بگيره . امشب كه تو تلويزيون ديدم و شنيدم كه خلاصه تكليف انتخابات هم روشن شد و پرونده اش بسته شد ، اول از همه نسبت به رونق دوباره هياتها اميدوار شدم و بعدش هم ياد اين فراز مهم از زيارت گرانسنگ عاشورا افتادم كه اون بالا هم نوشتم . اللهم العن ...

خدا وكيلي اين درسته كه يه آدم به خاطر نرسيدن به يه صندلي دنيوي اين همه بساط آشوب به پا بكنه و تموم فعاليتهاي كشور رو تحت تاثير آشوبگريهاش بكنه ؟!

البته حقير كه خوشبختانه نه سري تو عالم سياست دارم و نه اصولا خوشم مياد وارد اين فضاي آلوده و دور از مسايل اخلاقي بشم اما اين اتفاقهايي كه تو اين چند هفته اي به وجود اومده ، دل هر انساني رو به درد مي آره .

آخه براي چي ؟ سر چي ؟ كه چي بشه ؟

آخرش هم كه بعد اين همه بگير و ببند و آشوب و زد و خورد ، هر مسئولي كه براي نظار انتخاب شد از هر راهي كه مي تونست اقدام كرد و هر كاري كه از دستشون برمي اومد رو انجام دادن آخرش هم به اين نتيجه رسيدن كه هيچ اتفاقي تو انتخابات نيفته و كل مساله را خالي از اشكال اعلام كردن .

حالا مي ارزه كه اين همه هزينه و زد و خورد و به ركود كشوندن تمام فعاليتهاي كشور به خاطر يه چيز پوچ و بي ارزش انجام بگيره ؟

آدم دلش به حال يه سريها مي سوزه ؛ به خصوص اون جوونايي كه اتفاقا بچه هاي نسبتا مذهبي و هياتي هم هستن اما سر اين مساله كلاه سرشون رفت ؛ هم هزينه و وقت گذاشتن هم به خاطر چيزايي كه بهشون تلقين شده بود كلي تهمت و غيبت و خداي ناكرده دروغ پشت سر اين و اون گفتن و آخرش هم ، هيچي كه هيچي .

اصلا بنا نداشتم و ندارم كه وارد فازهاي سياسي بشم ، البته هر جا كه تلكيف ببينم حتما و با تموم وجودم به انجام وظيفه ام همت مي كنم اما تو جزييات و ريز اين مسايل نمي خوام وارد بشم .

الآن هم كه دارم اينجا مي نويسم چون خيلي دلم پره و اومدم يه لعنت اساسي بكنم اونايي رو كه باعث و باني اين همه اختلاف و دودستگي شدن . اونايي كه يا سهوا يا عمدا آلت دست بي دينا و لامذهبا و دشمناي اين دين و انقلاب و اين كشور شدن .

خدايا ! به حق ارباب بي كفنم ، هر كي تو هر لباس ، پست و مقاميه كه داره به اين دين و شيعه و اين انقلاب و اين رهبر و اين مردم حسيني (ع) و علوي (ع) خيانت مي كنه و نمي خواد اين مردم منتظر امام زمان (عج) رنگ آرامش و آسايش و امنيت رو ببينن ، اگه قابل هدايت نيستن به زودي زود ، رسوا و ريشه كن و نابوشون بفرما .

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در سه شنبه 1388/04/09  |
 ... و اما انتخابات

* يا قاضي *

سلام ؛ با گذشت ايام فاطميه و نزديك شدن به انتخابات ، فضاي كشور كاملا رنگ و بوي سياسي به خودش گرفته . اين روزا ديگه هرجاي شهر كه پا مي ذاري فقط و فقط راجع به يه چيز مي شنوي ؛ انتخابات .

نمي دونم چه اتفاقي افتاده اما به هر طريق ، فكر مي كنم انتخابات امسال تو كل سالاي بعد انقلاب بي سابقه باشه . به خصوص از موقعي كه مناظره هاي مستقيم نامزدها شكل گرفته و پخش مي شه .  تقريبا شب و روزي نيست كه راجه به نامزدهاي مختلف و برنامه هاشون و سوتي هاشون ، جك و پيامك و شعر و ... ساخته نشه و به موبايلها ارسال نشه .

از اين حواشي كه بگذريم شايد برخي از دوستان بخوان بدونن كه حقير به چه كسي راي مي دم .

بحمدالله تو چند تا انتخاباتهاي چند سال اخير ، يه وحدت رويه ي خودجوش و غير سازمان يافته اي بين مداحا شكل گرفته كه هم جاي تقدير داره و هم برخي ديگه از قشرهاي اثر گذار جامعه مي تونن از اون درس عبرت بگيرن .

تو اين انتخابات هم بدون اينكه كسي از مداحاي بزرگ به بقيه دستوري صادر كنه يا تصميمي گرفته بشه ، تقريبا تا اونجايي كه حقير مي شناسم و خبر دارم ، اكثريت مطلق نوكراي امام حسين (ع) به آقاي احمدي نژاد راي مي دن و از ايشون حمايت مي كنن .

دلايلش هم كاملا مشخص و معلومه . يكي از مهمترين عللش توجه ويژه و بي سابقه رييس جمهور به وجود نازنين امام زمان (عج) ، هياتهاي مذهبي ، تقيد به حضور در مراسمهاي مذهبي در مناسبتهاي خاص و ... است .

يكي ديگه از نكات مهمي كه شايد باعث شده اين بار ، تمام مداحا بدون استثنا اعلام علني و رسمي كنن كه از آقاي احمدي نژاد حمايت مي كنن عدم حضور نامزد مقيد به برنامه هاي مذهبي در كنار ايشون باشه . يعني چه حقير و چه ساير عزيزان ، ۳ نفر ديگه رو تو مراسمهاي مهم مذهبي كمتر ديدن يا اصلا نديدن .

خوب ، اگه ما بخوايم صرفا از ديدگاه هياتي و مذهبي خودمون به ماجرا نگا كنيم بايد بگيم كه قطعا تو كشور ما ، كه كشور امام زمان (عج) است و پرچم ابي عبدالله (ع) برافراشته اس ، اوني كه تقيد چنداني به مسايل مذهبي نداشته باشه ، به احتمال زياد تقيد چنداني هم به مساله ي خدمت به مردم نخواهد داشت . چون كشور ما يه كشور مذهبي و تنها حكومت شيعه ي دنياس . پس بايد يكي از مهمترين خصوصيتاي رييس جمهورش تقيد و تعهد به مذهب و مكتب رسمي كشور باشه .

البته اين با اون سوگندي كه اول كارشون مي خورن فرق مي كنه . اين مساله بايد تو پوست و خون طرف باشه و تزريقي نيس . به خاطر همين هم هست كه تو سالاي قبل ، به خاطر اينكه رييس جمهور و دولتش چندان تقيد اونچناني به مسايل فرهنگي و مذهبي نداشتن ، كشور با بحرانهاي مختلف مواجه شده بود .

به هر ترتيب ، حقير به جهت روحيه ي هياتي داشتن آقاي احمدي نژاد و به خاطر اينكه ايشون با اين روحيه ، تعهد خدمت به مردم و كشور رو دارن ، باز هم به آقاي احمدي نژاد راي مي دم .

تا يادم نرفته هم بگم كه روز دوشنبه قراره تو مصلاي تهران با حضور خود آقاي احمدي نژاد ، هياتهاي مختلف تهران از ايشون حمايت علني كنن . تو اين جلسه اساتيد مسلم و معظم مداحي ، مثل حاج منصور ، حاج سعيد ، حاج محمود كريمي ، حاج محمد طاهري ، حاج حسين سازور ، حاج حسن خلج و خيلياي ديگه قراره شركت بكنن . وعده ي ما : دوشنبه ، ساعت ۱۶ ، مصلاي تهران .

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در یکشنبه 1388/03/17  |
 مرد خدا ...

* يا بهجت قلوب العارفين *

سلام ؛ روز سختي به جهان تشيع گذشت . روز وداع با مرجع بزرگي كه در بين تمامي علما و مراجع ديگر در چند سال اخير ، بيشترين سخن از ارتباط با امام زمان (عج) و بيشترين كرامات اعلام شده در امور مختلف ، از سوي ايشان مطرح مي شد . آيت الله العظمي بهجت مرد خدا بود و فكر كنم اين عبارت ، به تنهايي مي تونه چندين و چند صفحه توصيف و شرح حال از اون عزيز از دست رفته رو تو دلش جا بده . مرد خدا بودن خيلي هنر مي خواد كه كمتر آدمايي مثل آقا بهجت تونستن به اين مقام دست پيدا كنن .

حقير از زماني كه خبر عروج ملكوتي آيت الله رو شنيدم مدام با خودم كلنجار مي رم كه علت اين ضايعه ي اسفبار چيه و اين ماجراي غم انگيز ، تو دلش چه پيغامي رو داره . آخه مي دونين ايشون به اين مقام رسيده بودن كه داراي موت اختياري باشن . اين جمله از فرمايشات امام خمينيه (ع) كه در وصف آيت الله بهجت فرمودن .

موت اختياري يعني چه ؟ يعني ايشون به اون مقامي رسيدن كه خودشون ميتونن زمان جداييشون از دنيا را تشخيص بدن و اختيار حيات و ممات به خودشون سپرده شده . اين مقام ، مقام خليفةاللهي بر روي زمينه و با اون شرح حال و زندگينامه اي كه از آيت الله معروف شده رسيدن به اين مقام الهي ، چندان هم تعجب برانگيز نيست .

اما تعجب حقير از چيه ؟ از اينكه ايشون با داشتن مقام موت اختياري به كدامين علت تصميم به عروج گرفتن ؟ من نمي تونم خودم رو قانع كنم كه اين مرگ ، يه مرگ طبيعي بود .

چند وقت پيش يكي از دوستان نقل مي كرد كه در جلسه اي ، ايشون در ديداري با تعدادي از بزرگان گفته بودن كه ظهور امام زمان (عج) اونقدر نزديكه كه پيراي اين جمع هم اون ور مي بينن چه برسه به جوونا . حالا اين نقل قول و اين پرواز ناگهاني چه ارتباطي با هم مي تونه داشته باشه ؟

عزيزان ! نمي دونم تونستم حرف دلم رو به شماها برسونم يا نه . قلب حرف من اينه كه حضرت آيت الله العمظي بهجت خودش رو قربوني يه اتفاق ، حادثه ، خبر و ... كرد . ايشون خودشون را سپر كرد براي يه ماجراي فوق العاده مهم . حال اون اتفاق چيه و چقدر عظمت داشته كه صاحب موت اختياري تشخيص به وداع با اردتمندانش گرفته ؛ الله اعلم .

از خدا مي خوام كه روح بلند ايشان و ساير علماي درگذشته و همچنين روح ملكوتي امام خميني (عج) و شهداي گرانقدر و تمام محبان و شيفتگان اهل بيت (ع) ، كه دستشون از دار دنيا كوتاه شده ، رو سر سفره ي ارباب همه شون ، سيدالشهدا (ع) مهمون كنه و ما رو به اون قافله ي كهكشوني و آسموني و الهي و امام حسيني (ع) برسونه و از شفاعت همه شون محروممون نكنه . التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در سه شنبه 1388/02/29  |
 نثار روح آيت الله العظمي بهجت ؛ فاتحه

* يا معزالمومنين *

سلام ؛ خبر فوق العاده تاثربرانگيز و نگران كننده ي رحلت جانگدار مرجع عاليقدر جهان تشيع ، عالم عارف و رباني ، حضرت آيت الله العمظي بهجت ، اين روزها اونقدر تكون دهنده بوده كه همه رو به فكر فرو برده . امروز يه فرمايش از امام (ره) ديدم كه فرموده بودن آيت الله بهجت داراي موت اختياريه . اين فرمايش حضرت امام (ره) و اعلام خبر رجعت اين بزرگ ، تا حدودي نگراني و اضطراب به وجود مي آره . يعني چه خبر بوده يا قرار بوده اتفاق بيفته كه ايشون ، خودشون رو قربونيش كردن ؟! الله اعلم . به هر ترتيب ، اين مصيبت فوق العاده عظماست و از حضرت حق مي خوايم كه در آخرت ما رو از شفاعت و همنشيني با ايشون محروم نكنه .

ستون ديگري از اين بنا رفت
صداي دلنشين ربنا رفت

غمي سنگين گلو را مي فشارد
كه بهجت ، شيخ عالقدر ما رفت

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در سه شنبه 1388/02/29  |
 دوباره فاطميه ...

* اللهم صل علي فاطمة و ابيها و ... *

سلام ؛ ديگه از امروز ، يواش يواش مشكيهاي فاطميه در اومده و بچه هياتيها عزاي بي مادريشون رو از سر مي گيرن . برنامه هاي ايام فاطميه تنظيم و تبليغ شده و شهر ، كم كم بوي ياس به خودش مي گيره . الحمدالله كه به يه فاطميه ي ديگه هم رسيديم . انشاءالله خدا اين عزاداريها ، عرض ارادت و محبتها را از همه ي عاشقان و محبان به كرم خودش و به حق بي بي دو عالم قبول كنه و توشه ي قبر و قيامت همه قرار بده . چند بيت از شعر زيباي دوست خوبم محسن رو براتون مي آرم تا از دعا محرومم نكنيد :

ديدي زده بالاي دري پرچم زهرا (س)
بي اذن مشو وارد بزم غم زهرا (س)

بي اذن پسر وارد مجلس شدن عيب است
داخل شود به شرط ادب ماتم زهرا (س)

ايام تعلق به گل ياس گرفته
افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا (س)

...

خواهي عرق شرم نريزي به قيامت
در نوكري اينجا مگذاري كم زهرا (س)

...

بر دار ، زبانم ببريد و بنويسيد
تو ميثم تماري و من ميثم زهرا (س)

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در شنبه 1388/02/12  |
 جشن ولادت حضرن زينب (س)

* يا اخت الحسين (ع) اغيثيني *

سلام ؛ جشن هيات روضه الزهرامون شب ولادت حضرت زينب (س) ، چهارشنبه برگزار مي شه . جلسه از اذان مغرب و عشا و نماز جماعت شروع مي شه و بعدش هم به مدد خود بي بي ، مراسم جشن برپاس . حاج احمد نيكبختيان عزيزمون هم انشاالله تشريف مي آرن و با حقير برنامه اجرا مي كنيم . مكان : خ امام خميني (ره) - بعد از ميدان حسن آباد - روبروي بيمه تامين اجتماعي .

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در سه شنبه 1388/02/08  |
 خلوت

* يا احد *

سلام ؛ بزرگترا ي ما تو دستگاه سيداالشهداء (ع) يكي از مهمترين دغدغه هاشون هميشه اين بوده كه يه نوكر بايد برا خودش خلوت داشته باشه . وقتي مي خوان راجع به خلوت و برنامه هاي خصوصي آدم صحبت كنن اونقدر با حرص و ولع و با تمام وجود به اين مهم اشاره مي كنن كه بعضي موقع ها آدم احساس مي كنه اصلا نيازي به تظاهر بيروني يا به اصطلاح جلوت وجود نداره و بايد صرفا وقت خودمون رو تو خلوت سپري كنيم . اما يه خورده كه منطقي تر و از سر تكليف به ماجرا نگاه مي كنيم مي بينيم كه جلوت و تعظيم شعاير و بزرگداشت مراسمهاي مذهبي بايد در نهايت شكوه ، جلال ، عظمت و بزرگي باشه و جلوه ي فوق العاده خوبي هم پيدا بكنه كه البته ، لازمه ي جلوت خوب و مراسم بيروني در حد مطلوب ، نيازمند داشتن خلوتي به مراتب خوبتر و استفاده ي بهينه از اين خلوته .

البته مغتنم دانستن خلوت موقعي زير زبون ما مي آد كه طعم اونو چشيده باشيم و تا خودمون رو به اون عادت نديم يا مزش زير زبونمون نياد نمي تونيم بفهميم منظور استاتيدمون چيه .

به عنوان نمونه ، استاد عزيزم حاج سعيد آقا ، كه توفيق همجواري با ايشون برا حقير فعلا ميسره ، بارها و بارها به اين موضوع اشاره داشته كه روضه ي خصوصي يه نفره ، دونفره ، چند نفره به اندازه ي تعداد انگشتاي دست داشته باشيد كه هر چي در مي آد از دل همين جلسات به ظاهر كوچيك اما در باطن وسيع و بزرگه . وقتي هم كه مي خواد به آثارش اشاره كنه خيلي صريح مي گه كه مثلا فلان مجلسي كه به قول ما ، ديدي گل كرد به خاطر فلان جلسه ي خصوصي و خلوت بود .

حقير هم خودم بارها و بارها اين خلوت رو از ايشون ديدم ؛ البته مي دونم كه شايد راصي نباشه الآن بخوام ازش بگم اما بارها ديدم كه تو جاي جاي خونه ، تك و تنها نشسته و داره روضه مي خونه يا مشغول عبادتهاي خودموني و خلوت خودشه .

از خدا مي خوام كه به همه ي ما اولا توفيق داشتن خلوتي خوب و ملكوتي را ارزوني بكنه ، ثانيا مزه ي اين خلوت رو زير زبونمون بياره و بذاره يادگار بمونه ، ثالثا به واسطه ي همين خلوت خوب ، توفيق بده كه بتونيم به اداي دين و انجام تكليفمون تو مجالس عمومي و به قولي جلوت ، به احسن وجه بپردازيم . خداوند اعمال ، رفتار و گفتار ما را با اخلاص و در مسير رضايت خودش هدايت كنه و قبول كنه ؛ به واسطه ي محبت به اهل بيت (ع) . التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در پنجشنبه 1388/01/27  |
 سال نو مبارك

* يا مقلب القلوب ... *

سلام ؛ سال نو رو تبريك عرض مي كنم . يه چند تا رباعي هم به همين مناسبت اينجا مي نويسم . اميدوارم كه تو سال جديد ، سلامتي و پيروزي بيش از پيش شيعيان و محبان اهل بيت (ع) با ظهور حضرت حجت (عج) فراهم بشه . التماس دعا

نوروز مباركباد ؛ لبخند بزن با دف
اميد كه حاجتت ، آري همه را در كف
فرمود چنين رهبر : اسراف كناري زن !
امسال نما اصلاح ، در الگوي هر مصرف

***

اي كاش نشاط عيد تكميل شود
امسال ۲ بار ، سال تحويل شود
اي كاش به ۸/۸/۸۸
در كار ظهور يار تعجيل شود

***

احوال زمين خوب و هوا هم صاف است
گويا كه زمان بارش الطاف است
امسال زمين خلد برين خواهد شد
چون سال جلوگيري از اسراف است

***

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در جمعه 1388/01/07  |
 عيدالزهرا (س)

* اللهم العن العمر ؛ ثم ابابكر و عمر ؛ ثم عثمان و عمر ؛ ثم عمر ثم عمر ثم عمر *

سلام ؛ ايام به كام . آرزو مي كنم تو اين روزاي خوب و سرشار از شادي ، تموم حاجتاي بچه شيعه ها و هياتيها روا بشه كه مي دونم گل سرسبد همه ي خواسته ها ، تعجيل در امر فرج منتقم خون حضرت زهرا (س) ، آقامون حضرت صاحب الزمانه (عج) كه ايشاءالله آقا بياد و ما هم باشيم و ببينيم كه چه جوري از اون ۲ ملعون انتقام مي گيره و جيگر همه رو به حال مي آره . يه بنده خدايي تو يكي ۲ پست قبلي يه پيامي گذاشته و ازم سوالي كرده و حسابي برا جوابش بيتابي كرده اما چون نمي خوام شيريني اين ايام رو حتي به اندازه ي نمي كم كنم ، جواب اين عزيز رو به فرصتي ديگه موكول مي كنم . فعلا يه شعر داغ داغ كه توسط يكي از دوستاي خوبم سروده شده رو اينجا مي آرم ؛ البته يه چند بيتي از اون به درد اينجا نمي خوره اما ابياتي كه مي شه اينجا آورد رو براتون مي آرم و از همه هم التماس دعا دارم . فقط يه نكته رو مجددا متذكر مي شم كه يادمون باشه به خاطر حفظ مصالح كلي اسلام و نمايش اطاعت از بزرگان ،‌ مجالس لعن رو بايد كاملا خصوصي و با تقيه برگزار كنيم .

در ربيع ماه شادي يا خدا
مي نويسم شعر لبخند تو را

مي نويسم با بهشتي از سرور
با قلمهايي كه دارد رنگ نور

اي ربيع آرزوهايم ، سلام
برگ سبز گفتگوهايم ، سلام

ذكر شاديهاي ما را دم بده
مژدگانيهاي ما را هم بده

روزهاي شاد ايام شماست
چونكه اين ايام در كام شماست

سفره ي خيرات گسترده شده
حاجت شيعه برآورده شده

اين من و اين كاسه هاي خاليم
اين من و اين خنده ي خوشحاليم

ابتدا مي نوشم از شهد عسل
اول از مدح تو مي خوانم غزل

اي طپشهاي زلال بيكران
چشم اقيانوسي هفت آسمان

اي شكوه آسمانهاي خدا
تكيه داده بر زمين جاي خدا

تاج حق زيباست بر روي سرت
عرش حق افتاده بر خاك درت

يوسفان در محضر تو رو سياه
يوسف (س) از شوق تو افتاده به چاه

شعر ما نه جاي جولان دادن است
بس كنم ، مدح تو قرآن خواندن است
***
بس كنم قلب برائت تنگ شد
دست قلبم پر ز قلوه سنگ شد

سنگ بر پيشاني شيطان زنم
تا قدم در حج مه رويان زنم

وقتي از شيطان حكايت مي كنم
سخت احساس برائت مي كنم

اين دهان را مملو از ياقوت كن
لعن بر آن جبت و الطاغوت كن

آري احساس برائت مي كنم
چون ولايت را تلاوت مي كنم

با تولا مي شوم مرغ سحر
با تبرا مي پرم من بيشتر

با تولا مي شوم مثل بلور
با تبرا مي رسم تا كوه نور

با تولا پيش كوثرم
با تبرا در بهشت مادرم

با تولا سرمه مي سايم به چشم
با تبرا خوب مي آيم به چشم

با تولا آسماني مي شوم
با تبرا كهكشاني مي شوم

آب دريا جوهرم بايد شود
هر دختي هم قلم بايد شود

تا بگويم قطره اي از آن پليد
آن كه شيطان پيش او شد رو سپيد

اي نجاست ! تو كجا ؟ پاكي كجا ؟!
خاك را احساس افلاكي كجا ؟!

تو ...

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در شنبه 1387/12/17  |
 عيدالزهرا (س)

* بر عمر لعنت *

سلام ؛ تبريك عرض مي كنم فرارسيدن عيدالزهرا (س) ، ايام تاجگذاري امام زمان (عج) و بنابر برخي اقوال ، ايام ازدواج پيامبر اعظم (ص) و حضرت خديجه (س) و اميرالمومنين (س) و حضرت زهرا (س) .

يه دو بيتي فعلا راجع به ۹ ربيع و ايام به درك واصل شدن ملعون دومي اينجا مي ذارم تا بعد .

از تموم شما عزيزان التماس دعا دارم و اميدوارم در مجالس خصوصي خود ، حقير را نيز از دعاي خير محروم نفرماييد .

تا از مي باقي ولا نوشيديم
از بهر برائت عمر كوشيديم

در روز ۹ ربيع ، كه يوم الفرح است
پيراهن قرمز تنمان پوشيديم

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در جمعه 1387/12/16  |
 ماه ربيع الاوله ...

* يا منتقم *

سلام ؛ از خدا مي خوام عزاداريهاي دوماهه ي همه ي محبان اهل بيت (ع) رو به حق مادر سادات مورد قبول خودش قرار بده و براي يه سال ديگه ي بچه هياتيها ، توشه اي مناسب و خوب رو فراهم كنه . ۲ ماه عزيز و گرانقدر محرم و صفر امسال هم به هر شكلي كه بود گذشت و دوباره دلتنگيهامون برا ديدن محرم سال بعد و مشكي پوشي بعدي شروع مي شه . تنها چيزي كه مي تونه مرهمي بر زخم فراق از محرم بشه همين ماه دوست داشتني و عزيز ربيعه كه حسابي بچه هياتيها رو سرگرم خودش كرده تا جدايي از محرم و صفر ، به اون حد زيادش به چشم نيان و با برنامه هاي اين ماه ، جيگر بچه شيعه ها خنك بشه . شايد اونايي كه هنوز منظورم نفهمدين يا كمتر با هيات و هياتيها ارتباط دارن اين سوال تو ذهنشون به وجود بياد كه چي دارم ميگم و به چه موضوعي دارم اشاره مي كنم . برا اين دسته از عزيزان فقط يه توضيح مختصري ميدم كه به جهت رعايت وحدت بين شيعه و سني نمي تونم خيلي واضح بيان كنم تو نهم ربيع الاول چه اتفاق خوشايند و خنك كننده ي جيگري رخ داده . از اونجايي كه بزرگان فرمودن برگزاري اين قبيل مجالس بايد به صورت خفا و غيرعلني باشه لذا حقير هم نمي تونم تو اينجاي عمومي از اون روز بزرگ و سرنوشت ساز سخن علني و شفافي بگم . فقط اينو بگم كه به خاطر شادي قلب حضرت زهرا (س) ، اين روز بزرگ و خوش و اين ايام فرخنده رو به تموم محبان اهل بيت (ع) تبريك عرض مي كنم . التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در یکشنبه 1387/12/11  |
 آقازادگي و رانت در دستگاه امام حسين

* يا عادل *

سلام ؛ اميدوارم عزاداريهاي اين ۲ ماه محرم و صفرتون تا حالا مورد قبول حضرت حق قرار گرفته شده باشه . همچنين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي رو گرامي مي دارم .

بگذريم . مدتهاي مديدي است كه مي خواستم راجع به يه مساله ي مهم و يه آفت تو فضاي هيات داري و دستگاه امام حسين (ع) مطلبي رو بيان كنم و دلنوشته اي داشته باشم اما هر بار به بهانه ها و دلايل مختلف از درج اونا سرباز زدم . چون مي دونم نوشتن راجع به اين موضوع مي تونه يه سري حاشيه ها و مسايل پيراموني رو برا خودم به وجود بياره . آخه با توجه به نيمچه انتسابي كه حقير با يكي دو تا از اساتيد برجسته و بزرگان مداحي كشور دارم ترسم اينه كه همه بخوان از اين نوشته سوء استفاده كنن و سريع بخوان تمام و كمال اين نوشته رو وصل كنن به اون عزيزان . اما به نظرم اومد كه ما وظيفه اي در اين دستگاه داريم ؛ همونطور كه همه ي محبان به فراخور مسئوليتها و تواناييهاشون وظايف خودشون رو دارن . بايد همه امر به معروف و نهي از منكر كنيم همونطور كه اربابمون يكي از ۴ موضوع اصلي قيامش رو همين ۲ اصل تشكيل مي داد . خيلي موقعها شده كه به خاطر يه سري ملاحظات يا بيمها يا رودربايستيهاي بي مورد و بي جهت ، خيلي از انحرافات و آفتها رو مي شه در مبدا متوقفش كرد و جمعش كرد اما همين مسايلي كه گفتم باعث مي شه هي نه كسي تذكر بده نه كسي جلوش رو بگيره ، اونوقت اون آفت ريشه پيدا كنه و اون اتفاقاتي بيفته كه به خصوص تو چند سال اخير تو دستگاه امام حسين (ع) ، به ويژه تو عالم مداحي ، ضربه كم نخوريم و حرف كم نشنيديم .

مي دونم اين حرفايي كه مي خوام بزنم شايد به پر بعضيا بربخوره و يه جوراي ديگه برداشت كنن اما خداي من شاهده كه هيچ نيت سوء و هيچ مساله ي ديگه اي تو كار نيست ؛ فقط و فقط برا رضاي خدا و رضايت ارباب مي نويسم و ايشاءالله خود ارباب هم مددي مي رسونه كه فكر بد به ذهن كسي راه پيدا نكنه و يه خورده اثر هم تو اين دلنوشته بذاره تا تاثيراتش رو بذاره .

يه مشكل بسيار مهمي كه خيلي از نوكراي امام حسين (ع) دارن مساله ي دوروبريهاشونه . اگر چه تو اكثر مواقع اين عزيزان كمك حال خوننده هستن و هزار و يك ياري مي رسونن اما تو يكي دو جا هست كه اگه اونا تكليف خودشون رو انجام ندن بزرگترين خيانتها و ضربه ها رو به همون خوننده ي محبوبشون مي زنن . يكيش اونجاييه كه مي دونن اون خونند داره يه راه اشتباه يا عمل اشتباهي رو مرتكب مي شه . به جهت همون رودربايستيها يا خداي نكرده چاپلوسيها يا ... نه خودشون به طرف تذكر مي دن و نه مي ذارن يكي ديگه بهش نزديك بشه يه گوشزدي داشته باشه . سريع با طرف برخورد بد مي كنن . اين عزيزان بايد بدونن كه نوكراي امام حسين (ع) در كنار اين مقام بزرگ و با بركت اما از معصوميت به دور هستن و هر لحظه ازشون احتمال انجام عمل اشتباه وجود داره . پس اگه واقعا پيشرفت ، بزرگي خونندشون رو مي خوان بهترين كار اينه كه با رعايت ادب و شان و احترام ، يا خودشون به اون عزيز تذكر بدن يا بذارن يكي ديگه ، اون هم با شرط ادب ،‌ اين تذكر دلسوزانه رو بده تا اون نوكر امام حسين (ع) تو اين دستگاه بزرگ و بي نهايت پر و بال بيشتري پيدا كنه .

اصل حرفم چيه ؟ البته باز هم مي گم روي نوشته با يه نفر خاص يا يه ماجراي خاص نيست ؛ شايد خيليها رو مدنظر داشته باشم اما بيني و بين الله حرف دلم رو مي خوام محض رضاي خدا بگم . تا چقدر تاثير داشته باشه .

ما تو عالم سياست و اقتصاد و ... خيلي شنيديم كه يكي از مهمترين گرفتاريها بحث رانتخواري و بحث آقازدگيه . اونايي كه يا پسر يه مسئولي هستن يا به هر واسطه اي كه دارن از يه سري امتيازهاي ويژه برخوردارن كه الباقي مردم نمي تونن از اونا استفاده كنن . البته اين ماجرا سر درازي داره كه اصلا با مربوط نيست ...

اما تو عالم مداحي و دستگاه امام حسين (ع) اين پديده و ويژه خواري و رانتخواري و آقازادگي مثه خيلي چيزاي ديگه اي كه تازگيها مد شده ، داره يواش يواش اپيدمي مي شه و مبدل به يه آفت بزرگ مي شه .

لطفا زود قضاوت نكنين ، مي دونم كه از قديم و نديم خونندگي و نوكري امام حسين (ع) نسل به نسل و سينه به سينه منتقل شده و خيلي از خوننده هاي همين امروز ممكلت هم ريشه ي قبلي دارن كه نمونه هاش هم زياده اما اونا كجا و الباقي كجا ؟

اگه يه خورده با همونايي كه اجدادشون خوننده بدونن نشست و برخاست داشته باشي مي بيني كه اوج متانت ، ادب و تواضع در كمال بزرگي و رعايت شان يه نوكر آل الله (ع) تو وجوشون موج مي زنه و اون عزيزان و بزرگان ، الآن هم كه شايد پا به سن گذاشتن ، و قديمترها كه جوون بودن ، يه خورده شهوت خوندن و شهرت و ... نداشتن . چرا ؟ چون اول اصل درست تربيت شدن رو بهشون ياد دادن بعد اصل درست خوندن رو . اول ياد گرفتن كه بايد حقيقتا نوكر خوب باشن بعد ياد گرفتن كه چه جوري بخونن .

به قول معروف همينجوري ديمي و يلخي مثه قارچ رشد نكردن .

امروزه تو خيلي از هياتها كه مي ري مي بيني يه سري افراد به واسطه ي اينكه يا پدرشون فلان خوننده اس يا نسبت خاصي با فلان خوننده دارن ، بدون لحاظ كردن معيارهاي نوكري و ادب و حفظ شان و حتي رعايت فنون اوليه ي خونندگي ، صرفا و صرفا فقط به خاطر همون نسبت ، هر كاري كه دلشون مي خواد مي كنن و هيچكس هم يا جرات نداره يا صلاح نمي بينه به طرف تذكري بده .

به قول استاد عزيزم حاج سعيد آقا تو همين ماه رمضوني كه گذشت يه شب تو دل مناجات با زبون شعر و بعدش هم حرف گفت : آيينه هاي دور و برم را شكسته ام ؛ و توضيح داد كه بعضي خوننده ها يه جوري رفتار مي كنن كه دور و بريهاشون اصلا به خودشون اجازه نمي دن به طرف نكته اي ، نصيحتي يا انتقادي داشته باشن ...

اونوقت به دور بريهاي همين خوننده ي آقازاده يا فاميل خوننده كه نگاه مي كني مي بيني كه همشون يا يه مشت آدم لات و لوتن يا بيكاره و علاف ؛ هر كدومشون هم بعد يه مدت يه مساله ي حاشيه اي يا اخلاقي ازشون سر مي زنه و سري فرار رو بر قرار ترجيح مي دن و جاشون يكي ديگه بدتر از قبلي سبز مي شه . چرا ؟ چون خود طرف ،‌ به جهت همون حمايتهاي چشم و گوش بسته ي بعضيا و ميكروفون دست گرفتن قبل از تربيت نوكري ، اخلاق درست حسابي نداره و يه جورايي اصلا آدماي خوب و با صفا نمي تونن باهاش زندگي كنن و دورش بيان . هر كي با هم تيپ خودش مي گرده .

تو عالم خوندن هم همين كارايي كه خيلي ديگه از خوننده هاي امروزي ، مثه خودم حقير ، انجام مي دن رو تكرار مي كنه كه فلان شعر و شور و نوحه رو از رو دست خوننده هاي ديگه يا شاعراي ديگه بر مي داره و مي آد مي خونه ، اما به واسطه ي همون نسبت با فلانيها ، با تموم اين اخلاقيات و مسايل حاشيه اي ، كسي جرات نمي كنه جيك بزنه .

از قديم و نديم نوكراي امام حسين (ع) داراي يه شان و منزلت خاصي بودن و تو بين مردم داراي يه ارج و قربي بودن . خود همين موضوع و انتسابشون به ارباب عالم بهشون تكليف مي شده كه خودشون هم هواي خودشون رو داشته باشن ؛ يعني هر مدلي حرف نزنن ، كار نكنن ، لباس نپوشن ، با هركسي ارتباط نداشته باشن و هزار و يك محدوديتهاي ديگه . و همين محدوديتها و رعايتها بوده كه بهشون تو عالم بالا پر و بال مي داده ؛ اما امروزه چي ؟ طرف ، به خاطر همون وابستگي كه داره هر مدلي كه بخواد تيپ مي زنه و آرايش مي كنه و اونوقت مي آد تو مجلس امام حسين (ع) ؛ از اين بدتر اينكه همون دور و بريها هم براش پا مي شن و احترام مي كنن و انگار نه انگار . خدا وكيلي اگه همون تيپ و لباس و مو رو يكي ديگه مي زد ، اما با اين تفاوت كه با هيچكي ارتباط نزديكي نداشته باشه ، اون وقت بياد تو هيات ، زندگي رو مقابل چشمش تيره و تار نمي كنن ؟! تازه اين يكي مي خواد بياد بره تو جمعيت بشينه و وسط شلوغي ناپديد بشه ، اون يكي مي خواد بياد بره پشت ميكروفون و الگوي اين و اون بشه !

باز هم بگم ؟ مي دونم كه دارم با اين نوشته يه جورايي بر خودم دشمن تراشي مي كنم اما چون احساس وظيفه كردم تو گفتنش مي گم و نتايجش رو هم به ارباب و خداي ارباب واگذار مي كنم .

هزاران بار ، به ويژه تو اين چند سال اخير ، از بزرگان حوزه و روحانيت گرفته تا حضرت آقا و بزرگاي همين دستگاه سيدالشهدا (ع) ، شنيديم و شنيديم و شنيديم كه خوندنهاي مبتذل و از روي آهنگهاي غربي و مجالس لهو و لعب حرام است ،‌ اشكال دارد ، نوكر رو از مقام نوكري به پايين مي كشونه . كه البته به نظر حقير اصلا نيازي به اين همه فتوا و سخنراني و تذكر نيست چون اگه يه نوكر امام حسين (ع) اين مساله ي ابتدايي رو ندونه كه بايد يه فرقي با مزدبگير يزيد داشته باشه پس خيلي تعطيله و اصلا نوكر نيست .

اما اين مساله رو كيا بايد رعايت كنن و به كيا بايد گير داد و به پر و پاشون پيچيد و به كيا نبايد كاري داشت ؟

اون خوننده و نوكري كه تو اين دستگاه خودش و بدون پشتوانه ي كسي رشد كرده و مشغول نوكريشه بايد كاملا رعايت كنه و بايد واسه اش هزار تا آدم بذاري كه اگه يه جا دست از پا خطا كرد تو جمع نسخش رو بپيچي و نابودش كني . اما فلان آقازاده يا منتسب به فلان خوننده ي معروف ، هر كاري دلش خواست بكنه و فقط بايد مواظب باشي اگه ميونداراش واسه اش كم گذاشتن حالشونو بگيري و به اونا تذكر بدي !!!

باور نمي كنين ؟ من خودم بارها و بارها به چشم خودم ديدم و غصه خوردم و تو دلم ريختم ...

آخه كجاي دين و قرآن و امام حسين (ع) آورده كه نبايد به يه خوننده ي نوجون ، گيريم كه اصلا تو فن خونندگي اول عالم باشه ، اما از آداب اوليه ي ادب نوكري هيچ بهره اي نبرده ، تذكر داد و مقابل يه سري انحرافاتش ايستاد و با رعايت جوانب و شرايطش ، بهش توصيه كرد ؟!

اگه اين نوجون الآن كه هنوز اونچنان پر و بالي پيدا نكرده و مثلا سايه ي بزرگتراش رو سرشه به حرف هيچكي نباشه و هر كاري كه دلش خواست انجام داد ، بعدها كه بزرگتر شد و خداي ناكرده بزرگتري هم براش نبود و يه خورده هم اسم و رسم پيدا كرد مي شه بهش تذكر داد ؟! اونوقت اگه يه خراب كاري به بار بياره آيا همين بزرگتر خوننده اش ، همون رفيق گريه كن و سينه زنش مكورد توبيخ الهي قرار نمي گيرن ؟

نمي دونم بازم بايد بگم يا همينقدر هم زياده بوده اصلا نگفتنش بهتر از گفتنش بوده . خيلي حرفا هست كه آدم مي مونه تو سينه اش نگهداره و با خودش به قبر ببره يا وظيفه داره كه بگه .

تازگيها هم مد شده كه اگه بخواي يه كلمه حرفي ، درددلي ، انتقادي و ... داشته باشي و بخواي به بزرگترت بگي سريع با چند تا كلمه نسخه ات رو مي پيچه . يا مي گه مغرور شدي ، يا مي گه حسوديت مي شه يا ...

بابا ، امام صادق (ع) برا همين روزاي ما گفت كه نكته و حرف خوب رو از دشمنت هم بگير . حالا دو تا نوكر كه با هم درد دل مي كنن كه دشمن نيستن بابا ! طرف اصلا نمي ذاره اين يكي حرف بزنه ؛ سريع فقط برجك مي پرونه و تار و مارش مي كنه و به دور و بريهاش هم آدرس مي ده كه پر و بال طرف رو بريزن و تحويلش نگيرن و نذارن دور پيدا كنه .

فكر كنم همينقدر فعلا بس باشه . اگر چه گفتنيها تو همين باب آقازادگي و رانتخواري تو عالم مداحي تا دلتون بخواد هست اما شايد يه فرصت ديگه ، شايد زود شايد دور ، باز هم يه خورده اش رو گفتم . باز هم مي گم ، خداوكيلي اين ماجرا رو صرفا به شخص خاص و فرد خاصي سوق ندين ، اين يه آفت كليه كه چند ساله باب شده و خدا كنه يه جورايي به مسير صحيحش برگرده .

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در دوشنبه 1387/11/21  |
 امان از اين رسانه ي تشكيك آفرين

* يا رقيه (س) *

سلام ؛ امشب شب شهادت مليكه ي دمشق ، دختر ارباب عالم ، حضرت رقيه (س) و شب پريشوني دلاي رقيه اييه . اين عزاي عظيم رو به همه ي محبان اون بي بي تسليت عرض مي كنم .

اما هدف اصليم از اين نوشته به شهادت بي بي مربوط نمي شه ؛ از دل خونم راجع به يه سري برنامه هاي صداوسيماس .

مثه اينكه صدا و سيما رو به خاطر برنامه ي خوب محرم امسالش چشم زدن كه باز دوباره تو يه حركت منفي ازش سر زده .

يكي دوساله كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي به هر بهونه اي كه شده سعي داره مي كنه ولادت امام محمد باقر (ع) رو تو ماه صفر جا بندازه و تا حد توانش از گسترش عزاداري محرم و صفر اهل دين و ولايت جلوگيري به عمل بياره .

جالب اينه كه خود اهالي اين رسانه همه ساله نزديكاي محرم با پخش مصاحبه ي انواع آدماي كهنسال سعي مي كنه به جامعه اينطور تلقين كنه كه فقط عزاداري سنتي مورد قبول اهل بيت (ع) قرار مي گيره و عزاداري با سبك و روش نوين مورد غضب آن بزرگانه ؛ استغفرالله .

اونوقت همين رسانه نمي آد بررسي كنه كه بابا ، از قديم و نديم اهل هيات و دين و تدين ۲ ماه محرم و صفر رو عزا مي گرفتن و تو اين ۲ ماه ، رنگ شادي از زندگيهاي مردم مذهبي محو مي شد .

به اينجا كه مي رسه مي گن اين حرفا قديمي شده و بايد با دنياي امروز جلو بريم ؛ هر جا به ضررشونه بايد سنتي و قديمي رفتار كنيم ، هر جا به نفعشونه از عوض شدن زمانه و نيازهاي مردم مي گن ! پناه مي بريم به خدا از اين همه ريا و دورويي .

حرفم چيه و دلم از چي خونه ؟ از اينكه تو مفاتيح الجنان ، تو منتهي الآمال ،‌ تو تموم كتابهايي كه حتي يه خط از زندگي امام محمد باقر (ع) نوشتن اينگونه اومده كه ولادت اين امام غريب بين ۲ روز مورد شك و ترديده . بعضي مي گن اول رجبه بعضي مي گن سوم صفر . حل اين مساله هم يه راه حل داره اون هم اينه كه رجوع كنن ببينن اهالي دينداري و مقيد به رعايت شئونات مراسمهاي مذهبي بر روي كدوم نقل متفق القول هستن . قطعا اگه يه همچين بررسي داشته باشيم مي بينيم كه نه اكثريت بلكه تموم مذهبي ها به مراسم جشن ولادت امام باقر (ع) رو تو اول رجب برگزار مي كنن .

چرا ؟ دليلش از حضور خورشيد تو روز هم روشن تره . مگه نه اينكه خود امام باقر (ع) تو ماجراي كربلا ۴ ، ۵ ساله بوده ؟! مگه نه اينكه اين ايامي كه داخلش هستيم ايام اسارت و عزاي عظيم اهل بيته (ع) ؟ مگه نه اينكه اين ايام مصادفه با ورود كاروان اسرا به شام و مگه نه اينكه اين شام همون شاميه كه امام سجاد (ع) تاكيد كردن كه بيشتري سختي و مصيبت رو تو اين چند روز حضورشون تو شام تحمل كردن ؟ مگه نه اينكه اين ايام ، ايام شهادت حضرت رقيه (س) ، همون همبازي و هم سن و ساله امام باقره (ع) ؟ خدا وكيلي آيا تو اين ايام دل اهل بيت (ع) و خود امام باقر (ع) شاده كه حضرات صدا و سيمايي اينجور بساط جشن و شادي به پا كردن ؟! مگه خود حضرت امام (ره) نفرمودن كه محرم و صفر اسلام رو زنده نگهداشته و قطعا و قطعا و قطعا تنها علتش ، بنابر مجموع نقل قولهاي امام ، برپايي همين مجالس عزا و روضه و سينه زنيها بوده . چرا دست اندركاران فرهنگ و متصديان دين مردم اينقدر به بيراهه مي رن و با دين و ديانت جامعه بازي مسخره به راه ميندازن ؟! چرا بين مردم شك و ترديد و دودلي ايجاد مي كنن ؟ مگه شك همنشين كفر نيست ؟! مردم كدوم رو باور كنن ؟! هياتها و جشن ولادت امام باقرشون تو اول رجب رو يا صدا و سيماي سياسي و جشن ولادت همين امام تو سوم صفرش رو ؟!

اما يه مساله كه به شدت به حقير ، به عنوان يه نوكر در خونه ي اهل بيت (ع) ، برخورد و شديدا متاثرم كرد اينه كه تو اين روز كذايي جشن صدا و سيما ، مولودي خوني استاد عزيزم ، مداح برجسته ، حاج محمد آقاي طاهري عزيز پخش شد و مراسم كف زني و سرود خوني ايشون رو با آب و تاب منتشر كردن . جالب اينكه همين مراسم فقط و فقط در اول رجب برگزار شده و در حقيقت صدا و سيما در اين خلط بحث دچار ۱ سرقت فرهنگي هم شده .

خدايا از اين همه تشكيك به تو پناه مي برم . التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در شنبه 1387/11/12  |
 ...

* يا شكور *

سلام ؛ از خدا مي خوام كه عزاداريهاي همه تون رو مورد قبول خودش قرار بده . بحمدالله يكي از بهترين محرمهاي عمرم تا حالا رو دارم سپري مي كنم . به خصوص دهه ي اول كه خدا وكيلي ارباب تو ضيافتش سنگ تموم گذاشت . خيلي از رفقا رو هم كه آمار مي گيرم ، چه تو شهرستانا و چه تو تهرون تقريبا همه شون مي گن امسال محرم خوبي داشتيم كه نسبت به سالاي قبل به مراتب بهتر بود . اين امر علل مختلفي داره ، از فضاي جامعه بگير تا عالم سياست و ...

البته سياسياش زياد به ما مربوط نمي شه ، هرچند بايد شكر نعمت وجود همين فضاي آرام سياست رو هم بجا بياوريم كه اجازه مي ده بدون دغدغه ي مسايل فرهنگي و با خيال راحت به اقامه ي عزا بپردازيم اما ورود به جزيياتش به ما نيومده !

اما راجع به جو فرهنگي جامعه ، هرچند امسال هم از يه خورده مونده تا محرم زمزمه هايي از راجع به هجمه ي دوباره به مداحا و دستگاه امام حسين (ع) شنيده مي شد اما ماجراي غم انگيز غزه و شهادت مظلومانه ي مسلموناي فلسطين از يه طرف ، عدم جوزدگي صداوسيما تو مساله ي تخريب مداحا و هياتها از طرف ديگه و جلسه ي فوق العاده مهم و با بازتاب كلان حاج منصور تو مهديه تهران قبل از محرم كه وزير ارشاد هم حضور داشت دست به دست هم داد كه امسال يه محرم به يادموندني رو پشت سر بذاريم . البته از مواظبت اخلاقي خود نوكراي امام حسين (ع) هم نبايد بي تفاوت بگذريم كه اونا هم با رعايت برخي مسايل شبهه ناك و ... تو ايجاد اين جو مثبت كمك شاياني كردن .

با همه ي اين حرفا انشاءالله كه اين عزاداريها و عرض ارادتها مورد قبول حضرت ارباب و رضايت حضرت حق قرار گرفته باشه و توشه اي باشه برا آينده ي زندگيمون و قبر و قيامتمون .

هيات خود ما هم كه از بعد محرم سيار شده و چهارشنبه ها هر هفته فعلا به صورت چرخشي برگزار مي شه تا يه جاي خوب و مناسب پيدا كنيم و جلسات رو ثابت كنيم . برنامه ي اين هفته روضةالزهرا (س) هم ظاهرا منزل خود حقيره . فخر آباد - كوچه ۱۷ - پلاك ۴۸ . ساعت ۲۰ شروع مي شه . رفقايي كه مي خوان از برنامه هاي هيات مطلع بشن مي تونن شمارشون رو به اين شماره ارسال كنن : ۰۹۳۵۶۳۰۰۷۲۴تا برنامه هاي هيات براشون پيامك بشه . التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در دوشنبه 1387/10/30  |
 برنامه محرم

* يا حسين (ع) *

سلام ؛ برنامه ي ما برا دهه ي اول محرم از اين قراره كه از روز شنبه ۷ / ۱۰ / ۸۷ به مدت ۱۴ شب ، از ساعت ۲۰ شروع مي شه و حاج آقاي ابطحي منبر تشريف مي برن و بعدش هم حقير و رفقاي خوب ديگه ي نوكر امام حسين (ع) برنامه ي عزاداري و سينه زني خواهيم داشت . آدرسش هم اينه : خ ۱۷ شهريور - نرسيده به ميدان شهدا - انتهاي خيابان كفايي اماني - بيت الزهرا (س) . التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در پنجشنبه 1387/10/05  |
 چه روزايي چه شبايي ...

* يا حسين (ع) *

سلام ؛ لحظه به لحظه به ماه محرم نزديك و نزديك تر مي شيم و بر حجم فعاليت دوستان خوننده و عزيزاي شاعر ، لحظه به لحظه اضافه مي شه . اگه اشتباه نكرده باشم تا اين لحظه شايد نزديك به ۱۵ سبك نوحه و چندين شور و ... رو از رفقاي خوبم شنيدم و يه خورده هم خودم يه كارايي دارم مي كنم . خلاصه تقريبا به هر كدوم از عزيزان خوننده و شاعر كه برخورد مي كني حسابي سرش شلوغه و مشغول انجام تكاليفشه . يه مسابقه ي ماراتن زيبا و جذاب كه توش همه مي خوان به ارباب ثابت كنن بهترين نوكراشن . البته از گروههاي مختلف ديگه ي هياتي هم نبايد بگذريم ؛ از اونايي كه مشغول زدن سياهيها و كتيبه هاي محرمن . اونايي كه مسئوليتهاي مختلفي مثه صوت و پذيرايي و تبليغات و خلاصه هزار و يك نوع كار مختلفي كه وجود داره رو به عهده دارن و دارن سعي مي كنن به بهترين شكل ، بهترين محرم عمرشون تا حالا تجربه كنن . همينجا از خداي ارباب مي خوام كه به همه ي بچه هياتيها و حسينيا ، تو هر كجاي اين عالم هستي كه زندگي مي كنن و دغدغه ي نوكري سيدالشهداء (ع) رو دارن ، سلامتي ، عاقبت به خيري و قبولي عباداتشون رو مرحمت كنه .

يه شور زيبا كه كار دوست خوبم ، مهدي ، هستش رو تقديم مي كنن ؛ انشاءالله كه حقير رو از دعاي خير محروم نفرمايين . التماس دعا

هميشه تو هر نفس به ياد ، روضه هاتم
خدا مي دونه يه عمر مست ، كربلاتم
غلام و اسير و مبتلاتم ، خاك پاتم
آرزومه ، تو مسير ، حرمت قدم زدن
حاجتامو ، مي دي آقا ، با يه چشم بهم زدن
واي - حسين (ع)

غمي ندارم تا دنيا دنياس ، تو رو دارم
به خاطر عشق تو چه خوبه ، روزگارم
آرزوه آخر رو ضريحت ، سر بذارم
چه روزايي ، چه شبايي ، به هواي ماتم تو
بي قرار ، بي قرارم ، تا بياد محرم تو

***

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در سه شنبه 1387/10/03  |
 قافله ي غصه و غم ...

* يا حسين (ع) *

سلام ؛ عيد غدير با تموم شاديها و نعمتاش تموم شد . از روز قبل عيد تا دم دماي غروب عيد خدا هم به سر مردم علي (ع) دوست نقل پاشيد و با دونه هاي برفش ، نشون داد كه تو آسمونا هم بزن و بكوبي به پا بوده . اما اين عيد گذشت و ديگه از امروز ، همه ي دلاي عاشق و شيدا كم كمك هوايي محرم مي شه . از امروز يواش يواش بيرقها و كتلها و پرچمهاي عزاي حسين (ع) برافراشته مي شه و نداي هل من ناصر ينصرني ارباب عالم همه جا طنين انداز مي شه و از اين طرف نداي لك لبيك حسين (ع) حسينيان به گوش مي رسه .

آري ؛ قافله ي غصه و غم داره مي رسه به كربلا و تو اين راه ، منزل به منزل از منازل بين راه ، نه ، منزل به منزل از دلهاي عاشق رد مي شه و دق البابي مي كنه و به راه خودش ادامه مي ده ؛ تا كدام صاحبدلي اين ندا رو بشنوه و خودش رو به قافله سالار معرفي كنه .

اين قافله ي كهكشوني همون ستاره ي دنباله داريه كه توش از شمس و قمر و انجم موج مي زنه . از حسين (ع) و ابالفضل (س) و علي اكبر (س) و قاسم (س) گرفته تا علي اصغر (س) . از حبيب و برير و زهير گرفته تا حر و غلام سياه . از حضرت زينب (س) و خانم رباب (س) گرفته تا رقيه (س) و سكينه (س) . و از امام سجاد (ع) گرفته تا باقرالعلوم (ع) .

خدا وكيلي هيچ مجموعه اي شبيه اين قافله ي رويايي تو دنيا سراغ دارين ؟!

... اما ما چه كنيم ؟ آيا ما هم مي تونيم خودمون رو به قافله ي عشق برسونيم ؟! آيا طي اين ۱ سال ، تونستيم به مقدار حتي اندك ، رنگ و بوي حسيني (ع) بگيريم و الآن نه سرافكنده ، بلكه با سرفرازي و سربلندي خودمون به محضر ارباب بكشونيم ؟! يا نه ، امسالمون اگه بدتر از سال قبل نبوده ، بهتر هم نبوده ؟! يا شايد به جاي رنگ و بوي حسيني (ع) ، حال و هواي يزيدي به خودمون گرفتيم ؟! شايد اونقدر فاصله مون رو با ارباب و عشق و قافله ي عشق مدارش زياد كرديم كه اصلا صداي قافله سالار رو نمي شنويم و اين همه نور رو نمي تونيم ببينيم ؟!

حتي اگه همه ي حرفاي بالا درست باشه و ما تو اين يه ساله ، عوض نزديكي به حسين (ع) ، از اين وجود نازنين دورتر شده باشيم ، من باور نمي كنم كه اين ارباب باوفا بازم دستمون رو نگيره . آخه به نظر من اصلا حسين (ع) اومده تا دست امثال من رو با تموم گناهام و بيچارگيام بگيره . اصلا مگه اسم حسين (ع) سفينةالنجاة نيست و مگه قرار نيست تو درياي پر از گناه و با اون همه موجهاي شيطونيش ، كشتي نجات بشريت باشه ؟! مگه امام رضا (ع) نفرمود كه كلنا سفينةالنجاة ، اما اسرع سفينةالحسين (ع) ؟! همه ي ما كشتي نجات هستيم اما سريعترين كشتي ، كشتي حسينه (ع) ؟!

پس از چي بترسيم و چه شك و ترديد تو دلمون راه بديم ؟! از همين امروز ، يه لبيك به نداي مظلومانه ي ارباب مي ديم و راه مي افتيم و زير لب اينجوري زمزمه مي كنيم كه :

اي كه مرا خوانده اي ، راه نشانم بده
گوشه اي از كربلا ، جا و مكانم بده

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در پنجشنبه 1387/09/28  |
 برنامه عيد غدير

* يا هو *

سلام ؛ عيد ميلاد با سعادت آقا امام هادي (ع) و عيد سعيد غدير رو به همه ي محبان اهل بيت (ع) تبريك عرض مي كنم . برنامه ي هيات روضةالزهرا (س) به مناسبت عيد غدير هم از اين قراره :

سه شنبه - شب عيد غدير از ساعت ۲۰

حضرت آيت الله زابلي ، سخنران برجسته و توانا و ولايتي كشورمون منبر تشريف مي برن و بعدش هم حقير و دوستان خوب خوننده ي ديگه هم مداحي خواهند كرد ؛ انشاءالله .

نشاني : خ ۱۷ شهريور - نرسيده به ميدان شهدا - خ شهيد كفايي اماني - روبروي دانشگاه آزاد - بيت الزهرا (س)

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در شنبه 1387/09/23  |
 غروب روز عرفه ...

* يا صانع *

سلام ؛ ايام مسلميه رو به محبان اهل بيت (ع) تسليت مي گم . شب آخريه تو حرم سيدالكريم (س) و به ويژه لحظات آخر و اوايل سحر ، مراسم خوبي برگزار شد كه جاي عزيزان خالي بود .

امروز هم روز عظيم و عزيز عرفه است . خوش به حال اونايي كه عرفه ي عرفات رو درك كردن و نيكبخت افرادي كه عرفه رو تو بين الحرمين كربلا به غروب رسوندن . از همه ي عرفه خونا و حسينيا تو هر كجايي كه هستين تو اين روز التماس دعا دارم . برا همه ي نوكرا و خادما و هياتا برا محرمشون مدد بگيرين . حقير هم ظاهرا قراره مراسم دعاي عرفه رو از بعد نماز ظهر ، تو فرمانداري شهرستان كرج اجرا كنم . باز هم از تموم عزيزان مكررا التماس دعا دارم .

|+| نوشته شده توسط ميثم نادي در دوشنبه 1387/09/18  |
 
 
بالا